گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٩ - ٣/ ٢٢ عبد الرحمان بن عبد ربه انصارى
مىگريختند. سپس از همه سو به او هجوم آوردند تا به شهادت رسيد.[١]
٣٦٣. مُثير الأحزان: عابِس بن ابى شَبيب شاكرى، همپيمان بنى شاكر، آمد. حسين عليه السلام به او فرمود: «اى ابو شَوذَب! چه قصدى دارى؟».
گفت: همراه تو مىجنگم.
سپس به حسين عليه السلام نزديك شد و گفت: اگر مىتوانستم كه با چيزى عزيزتر از جانم، از تو حفاظت كنم، اين كار را مىكردم.
سپس پيش رفت؛ ولى هيچ جنگجويى براى نبرد با او پيش نيامد. زياد بن ربيع بن ابى تميم حارثى گفت: اين، فرزند ابو شبيب شاكرى و فردى نيرومند است. كسى به سوى او بيرون نرود. به سوى او، سنگْ پرتاب كنيد.
آنها هم سنگبارانش كردند تا كُشته شد.[٢]
٣/ ٢٢ عبد الرحمان بن عبد رَبِّه انصارى
وى از ياران پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، امام على عليه السلام و امام حسين عليه السلام بوده است. در بارهاش، گفته شده: امير مؤمنان، او را تربيت كرد و به او، قرآن آموخت.
[١] ر. ك: دانشنامه امام حسين عليه السلام: ج ٦ ص ٤٠٥( بخش هشتم/ فصل سوم/ سخنى در باره ديگر ياران شهيد امام حسين عليه السلام).
[٢] مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: ج ٢ ص ٣٠.