گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٩ - ٣/ ١٥ زهير بن قين
زهير، پس از بازگشت از محضر امام عليه السلام، خاطرهاى را براى همراهانش تعريف كرد تا شايد بتواند آنان را با خود همراه كند.
اما از آن جمعيتى كه با او بودند، كسى برنخاست. پس از اين لحظه سرنوشتساز، زهير درصف ياران استوار امام حسين عليه السلام قرار گرفت. شب عاشورا نيز امام حسين عليه السلام، خطاب به ياران خود فرمود:
ألا وإنّى لَأَظُنُّ إنّه آخِرُ يَومٍ لَنا مِن هؤُلاءِ. ألا وإنّى قَد أذِنتُ لَكُم، فَانطَلِقوا جَميعاً فى حِلّ، لَيسَ عَلَيكُم مِنّى ذِمامٌ، هذَا اللَّيلُ قَد غَشِيَكُم، فَاتَّخِذوهُ جَمَلًا[١].
بدانيد كه به گمانم، امروز، آخرين روزى است كه با آنهاييم. من به شما، اجازه دادم و همه شما آزاديد كه برويد. هيچ عهدى از من برعهده شما نيست. شب، تاريكىاش را گسترده است. پس آن را مَركب خود قرار دهيد [و برويد].
زُهَير، ايستاد و با اين جملات زيبا و شگفتانگيز، نسبت به آن امام عليه السلام، اظهار ارادت و وفادارى كرد:
وَاللَّهِ، لَوَدِدتُ أنّى قُتِلتُ، ثُمَّ نُشِرتُ، ثُمَّ قُتِلتُ حَتّى اقتَلَ كَذا ألفَ قَتلَةٍ، وأنَّ اللَّهَ يَدفَعُ بِذلِكَ القَتلَ عَن نَفسِكَ وعَن أنفُسِ هؤُلاءِ الفِتيَةِ مِن أهلِ بَيتِكَ[٢].
به خدا سوگند، دوست دارم كه كشته شوم، آن گاه، دوباره زنده گردم و باز، كشته شوم و تا هزار بار، كشته شدنم تكرار شود؛ و خداوند، با اين كشته شدنم، از تو و از اين جوانان خاندانت، كشته شدن را برطرف كند.
ظهر عاشورا، زُهَير، در كنار سعد بن عبد اللَّه حنفى، همراه با نيمى از ياران باقى مانده امام عليه السلام، خود را سپرِ دفاعى ايشان قرار دادند. آنان، جلوى امام عليه السلام ايستادند و امام عليه السلام در پشتِ آنها نماز خواند.
زُهَير، پس از نبردى سنگين و قهرمانانه، به دست كثير بن عبد اللَّه و مهاجر بن اوس، شهيد شد. لحظهاى كه او به زمين افتاد، امام عليه السلام خطاب به اين مجاهد بزرگ، چنين فرمود:
[١] جاءَ عابِسُ بنُ أبي شَبيبٍ الشّاكِرِيُّ مَولى بَني شاكِرٍ، فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: يا أبا شَوذَبَ ما في نَفسِكَ؟ قالَ: اقاتِلُ مَعَكَ، فَدَنا مِنَ الحُسَينِ عليه السلام وقالَ: لَو قَدَرتُ أن أرفَعَ عَنكَ بِشَيءٍ هُوَ أعَزُّ مِن نَفسي لَفَعَلتُ. ثُمَّ تَقَدَّمَ فَلَم يُقدِم عَلَيهِ أحَدٌ.
فَقالَ زِيادُ بنُ الرَّبيعِ بنِ أبي تَميمٍ الحارِثِيُّ: هذَا ابنُ أبي شَبيبٍ الشّاكِرِيُّ القَوِيُّ، لا يَخرُجَنَّ إلَيهِ أحَدٌ، ارموهُ بِالحِجارَةِ. فَرَمَوهُ حَتّى قُتِلَ ٣٦٦
( مثير الأحزان: ص ٦٦).
[٢] الإقبال: ج ٣ ص ٧٣ و ٣٤١.