گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧١ - ٢/ ٥ احتجاجهاى امام عليه السلام در برابر سپاه كوفه
فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم، آيا على عليه السلام، نخستين آنان (مسلمانان) در اسلام آوردن و داناترين و بُردبارترينِ آنها، و ولىّ هر مرد و زن مسلمان نيست؟!».
گفتند: چرا. به يقين هست.
فرمود: «پس به سبب چه چيزى، خونم را حلال مىشِمُريد، در حالى كه پدرم، فرداى قيامت، كسانى را از حوض [كوثر] مىراند، همان گونه كه شتر تشنه را از آب مىرانند و پرچم ستايش، روز قيامت، در دستان جدّم است؟!».
گفتند: ما همه اينها را مىدانيم؛ امّا تو را آسوده نمىگذاريم تا تشنه بميرى.
حسين عليه السلام- كه در آن وقت، ٥٧ ساله بود-، محاسنش را در دست گرفت و آن گاه فرمود: «خشم خدا، بر يهودْ بالا گرفت، هنگامى كه گفتند: عُزَير، فرزند خداست. خشم خدا، بر مسيحيانْ بالا گرفت، هنگامى كه گفتند: مسيح، فرزند خداست. خشم خدا، بر مَجوسْ بالا گرفت، هنگامى كه آتش را به جاى خدا پرستيدند. خشم خدا، بر قومى كه پيامبرشان را كُشتند، بالا گرفت. نيز خشم خدا، بر اين دسته كه ارادهكُشتن فرزند پيامبرشان را دارند، بالا گرفته است».[١]
[١] صاحَ عَمرُو بنُ الحَجّاجِ بِالنّاسِ[ لَمَّا استَحَرَّ القَتلُ بِجَيشِ عُمَرَ بنِ سَعدٍ]: يا حَمقى! أتَدرونَ مَن تُقاتِلونَ؟ فُرسانَ المِصرِ، قَوماً مُستَميتينَ، لا يَبرُزَنَّ لَهُم مِنكُم أحَدٌ، فَإِنَّهُم قَليلٌ وقَلَّما يَبقَونَ، وَاللَّهِ، لَو لَم تَرموهُم إلّا بِالحِجارَةِ لَقَتَلتُموهُم.
فَقالَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ: صَدَقتَ، الرَّأيُ ما رَأَيتَ. وأرسَلَ إلَى النّاسِ يَعزِمُ عَلَيهِم ألّا يُبارِزَ رَجُلٌ مِنكُم رَجُلًا مِنهُم ٣٣٨
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٤٣٥، أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٤٠٠).