گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٧ - ١/ ١٣ نامه ابن زياد به ابن سعد و ترغيب به شتاب ورزيدن در نبرد با امام عليه السلام
عبيد اللَّه، شمر بن ذى الجوشن را با چهار هزار سوار، به سوى او فرستاد و به عمر بن سعد نوشت: «هنگامى كه اين نامهام به تو رسيد، به حسين بن على، مهلت نده و گلويش (گربانش) را بگير و ميان آب و او، مانع شو، همان گونه كه ميان عثمان و آب، در روز حادثه قتل عثمان، مانع شدند».[١]
٢٩١. تاريخ الطبرى- به نقل از ابو مِخنَف-: سليمان بن ابى راشد، از حميد بن مسلم، برايم نقل كرد كه: عبيد اللَّه بن زياد، شمر بن ذى الجوشن را فرا خواند و به او گفت: اين نامه را براى عمر بن سعد ببر و بايد گردن نهادن به حكم مرا به حسين و يارانش، عرضه بدارد. اگر پذيرفتند، بايد آنان را دستْبسته، به سوى من بفرستد، و اگر نپذيرفتند، بايد با آنان بجنگد. اگر عمر چنين كرد، گوش به فرمان و مطيعِ او باش، و اگر خوددارى كرد، تو با آنان بجنگ و تو، فرمانده مردمى (لشكرى) و بر او (حسين عليه السلام) بپَر و گردنش را بزن و سرش را به سوى من بفرست.
ابو جَناب كَلْبى نيز برايم گفت: سپس عبيد اللَّه بن زياد، به عمر بن سعد نوشت: «امّا بعد، من، تو را به سوى حسينْ نفرستادم كه كارى به او نداشته باشى و يا به او مهلت دهى و برايش سلامت و ماندگارى را آرزو كنى و يا برايش نزد من به شفاعت بنشينى .... دقّت كن! اگر حسين و يارانش، به حكم [من] گردن نهادند و تسليم شدند، آنها را دستْبسته، نزد من بفرست، و اگر خوددارى كردند، لشكر را به سويشان حركت ده و آنها را بكُش و مُثْله كن كه سزامندِ اين هستند؛ و اگر حسين، كشته شد، بر سينه و پشتش اسب بتازان كه او نافرمان و بُريده [از امّت] و بُرَنده [ى رَحِم] و ستمكار است. قصدم از اين كار، زيان رساندن به او پس از مرگ نيست- كه امكان ندارد-؛ بلكه عهد كرده بودم كه اگر او را بكُشم، اين كار را با او بكنم.
[١] إنّي جالِسٌ في تِلكَ العَشِيَّةِ الَّتي قُتِلَ أبي صَبيحَتَها، وعَمَّتي زَينَبُ عِندَي تُمَرِّضُني، إذِ اعتَزَلَ أبي بِأَصحابِهِ-