گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧ - ١/ ٤ - ٢ برگزيدن دوزخ
پس نزد او رفتم. نشسته بود و هنگامى كه مرا ديد، رويش را برگردانْد. دانستم كه تصميم به حركت و رويارويى با حسين عليه السلام گرفته است. لذا از نزدش بيرون آمدم.
عمر بن سعد، به سوى ابن زياد رفت و گفت: خداوند، كارت را به صلاح دارد! تو، اين كار و عهد فرمانروايى را به من سپردهاى و مردم، آن را شنيدهاند. اگر صلاح مىبينى، آن را تنفيذ كن و كس ديگرى را از ميان بزرگان كوفه، به سوى حسين، روانه كن، كه من براى تو در جنگ، سودمندتر و با كفايتتر از آنها نيستم.
سپس، تنى چند را نام بُرد.
ابن زياد به او گفت: بزرگان كوفه را به من معرّفى نكن و براى فرستادن كسى، از تو مشورتى نخواستهام. اگر با لشكر ما مىروى، برو؛ و گر نه، فرمانِ ما را باز گردان.
عمر نيز چون پافشارى او را ديد، گفت: مىروم.
عمر، با چهار هزار نفر، حركت كرد و فرداى روز رسيدن حسين عليه السلام به نينوا، به آن جا رسيد.[١]
[١] سَأَلتُ أبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام عَن صَومِ تاسوعا وعاشورا مِن شَهرِ المُحَرَّمِ؟
فَقالَ: تاسوعا يَومٌ حوصِرَ فيهِ الحُسَينُ عليه السلام وأصحابُهُ رَضِيَ اللَّهُ عَنهُم بِكَربَلاءَ، وَاجتَمَعَ عَلَيهِ خَيلُ أهلِ الشّامِ وأناخوا عَلَيهِ، وفَرِحَ ابنُ مَرجانَةَ وعُمَرُ بنُ سَعدٍ بِتَوافُرِ الخَيلِ وكَثرَتِها، وَاستَضعَفوا فيهِ الحُسَينَ عليه السلام وأصحابَهُ رَضِيَ اللَّهُ عَنهُم، وأيقَنوا أن لا يَأتِيَ الحُسَينَ عليه السلام ناصِرٌ ولا يُمِدُّهُ أهلُ العِراقِ، بِأَبِي المُستَضعَفُ الغَريبُ.
ثُمَّ قالَ: وأمّا يَومُ عاشورا فَيَومٌ اصيبَ فِيهِ الحُسَينُ عليه السلام صَريعاً بَينَ أصحابِهِ، وأصحابُهُ صَرعى حَولَهُ عُراةً، أفَصَومٌ يَكونُ في ذلِكَ اليَومِ؟! كَلّا ورَبِّ البَيتِ الحَرامِ ٢٩٤
( الكافى: ج ٤ ص ١٤٧ ح ٧، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٩٥ ح ٤٠).