دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٥ - ٣/ ١ نيرنگهاى معاويه
امّا بعد؛ به راستى كه تو زبير بن عوّام، فرزند ابو خديجهاى و پسر عمّه پيامبر خدا و از همراهان او و همتبار اويى. داماد ابو بكر و جنگاور مسلمانانى و تويى كه خونت را در راه خدا در مكّه به هنگام فريادگرىِ شيطان بخشيدى. پيامبر خدا تو را برانگيخت و تو همچون اژدهايى كه شمشير از نيام بركشيده، بيرون رفتى و مانند شترى كه او را باز دارند، [شيطان را] مضروب ساختى. تمام اينها نشانه نيرومندى ايمان و يقين راستين است و پيامبر خدا نيز پيش از آن، بشارت بهشت به تو داد و عمر، تو را يكى از نامزدهاى خلافتِ بر امّت قرار داد.
بدان اى ابو عبد اللّه! كه مردم، مانند رَمهاى پراكنده به سبب نبودِ چوپاناند. پس خدايت رحمت كند! براى حفظ خونها و به سامان آوردن كارها و اتّحاد كلمه و اصلاح ميان مردم، پيش از وخيم شدن كارها و پراكندگى امّت، بشتاب؛ زيرا مردم بر لب پرتگاه قرار گرفتهاند و اگر به آرامى جمع نشوند، زود است كه سقوط كنند. پس براى جمع كردن امّت، آماده شو و راهى به خشنودى پروردگار، برگزين.
كارها از طرف من براى تو و رفيقت استوار گشته است. هر كه زودتر جلو افتد، حكومت از آنِ اوست و پس از او، براى رفيقش. خداوند، تو را از پيشوايان هدايت و طالبان خير و پرهيزگارى قرار دهد. والسلام!
٢٠٩٩. شرح نهج البلاغة: [معاويه] مردى از طايفه بنى عُمَيس را به همراه نامهاى نزد زبير بن عوّام فرستاد و در نامه چنين بود:
به نام خداوند بخشنده مهربان. به بنده خدا زبير، اميرمؤمنان، از معاوية بن ابى سفيان. درود بر تو! پس از حمد و سپاس خداوند؛ به درستى كه از شاميان براى تو بيعت خواستم و آنان اجابت كردند و چنان كه اسبان و شترانْ جمع مىشوند، جمع شدند. به سوى كوفه و بصره بشتاب و [مراقب باش] پسر ابو طالب بر تو پيشى نگيرد؛ زيرا پس از اين دو شهر، چيزى نيست.
من براى طلحة بن عبيد اللّه، پس از تو بيعت گرفتم. خونخواهى عثمان را عَلَم