دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥١ - ٥/ ٥ نادانى
معاويه گفت: اين، حكمى است كه صادر شده است و پس از پراكنده شدن مردم، به طور پنهانى مرد كوفى را حاضر كرد و از او قيمت شترش را پرسيد و دو برابر آن را به او داد و با وى نيكى و احسان كرد و به او گفت: به على بگو كه من با صد هزار نفر با او مىجنگم كه در ميان آنان، كسى نيست كه شترِ ماده را از نر تشخيص دهد!
ميزان پيروى شاميان از معاويه بدان جا رسيده بود كه به هنگام حركت به سوى صفّين، نماز جمعه را در روز چهارشنبه برايشان به جاى آورد و آنان، سر و جان خود را در اختيار معاويه گذاشتند و او را به جنگ وا داشتند و به سخن عمرو بن عاص اعتماد كردند كه [گفت]: على، عمّار بن ياسر را كشته است؛ زيرا براى يارى خود، او را به جنگ آورده است.
نيز اطاعت و پيروى آنان تا بدان جا رسيد كه لعن نمودنِ على ٧ را سنّت قرار دادند و خردسالان آنها بر آن [سنّت]، رشد يافتند و پيرمردان آنها با آن از دنيا رفتند.
ر. ك: ج ١٢ ص ٢٩٧ (انگيزههاى دشمنى با امام على).
ج ٢ ص ٥٧٥ (دشمنى قريش).