دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٥ - ٥/ ٢ كينه
آنان نثار گردد، و ميان دو گروه، اتّفاقهاى بسيار رُخ دهد.
٢٠٢٠. وقعة صِفّين: آوردهاند كه عقبة بن ابى سفيان، وليد بن عقبه، مروان بن حكم، عبد اللّه بن عامر و ابن طلحة الطلحات،[١] جمع شدند. عقبه گفت: داستان ما و على، بس شگفتآور است. هيچ يك از ما نيست، جز آن كه خونى بر گردن على دارد و عليه او حجّت دارد. امّا درباره من، جدّم را كُشت و در ريختن خون عموهايم در جنگ بدر شركت كرد؛ و امّا تو اى وليد، پدرت را در جنگ جمل كشت و برادرانت را يتيم كرد؛ و امّا تو اى مروان، پس چنان است كه شاعر عهد جاهلى [امرؤ القيس] گفته است:
علباء (قاتل پدرم) زن و فرزند وى را داغدار وا نهاد
چنان كه اگر بيابندش، در دَم، خونش را خواهند ريخت.
معاويه گفت: اين همه، اعتراف بود. غيرتمندىها كجاست؟
مروان گفت: چه غيرتمندى و تعصّبى مىخواهى؟
گفت: مىخواهم با نيزهها سوراخ سوراخ شود.
مروان گفت: به خدا سوگند، ياوه مىگويى و بودن ما نزد تو برايت سنگين است.
٢٠٢١. المناقب، خوارزمى: در گزارش روز بيست و ششم از جنگهاى صِفّين، روايت شده است: بزرگان گروه معاويه، نزد او گِرد آمدند و از شجاعت على ٧ و اشتر ياد كردند. عقبة بن ابى سفيان گفت: اگرچه اشتر شجاع است؛ امّا براى على، همتايى در شجاعت، بزرگى و نيرومندى نيست.
معاويه گفت: هيچ يك از ما نيست، جز آن كه على، پدر يا برادر يا فرزندش را كشته است. اى وليد! در جنگ بدر، پدر تو را كُشت و عموى تو را اى ابو الأعور! در جنگ احُد به قتل رسانيد و اى ابن طلحة الطلحات! پدر تو را در جنگ جمل كُشت. اگر همه بر او هجوم آوريد، انتقام خود را از او خواهيد گرفت و دلهايتان تَسلّى خواهد يافت.
ر. ك: ج ٣ ص ٤٩٧ (روى گردانندگان از بيعت با امام).
[١]. طلحة الطلحات، لقب طلحة بن عبد اللّه خلف خُزاعى از بخشندگان عرب است كه در جنگ جمل در كنار عايشه كشته شد. او را از آن رو طلحة الطلحات ناميدند كه مادرش دختر حارث بن ابى طلحه بود. پيامبر ٦ او را در احد،« طلحة الخير» و در غزوه ذات العسرة،« طلحة الفياحى» و در حُنين،« طلحة الجواد» ناميد( لغتنامه دهخدا، ذيل واژه). يعنى طلحات جمع طلحة است و چون چند نام برايش جمع شده، او را چنين لقب دادهاند.( م)