دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩ - ح خوشرفتارى با باقىمانده دشمن
و چيزى از اموالشان مستانيد، مگر آنچه در لشكرگاهشان يافتيد؛ و زنى را با آزار، به هيجان وا مداريد، گرچه به ناموس شما دشنام گويد و به فرماندهان و نيكان شما فحش دهد؛ چرا كه [زنان،] داراى توانى كم و ضعيف النفساند و ما دستور داشتهايم كه حتى اگر آنان مشرك باشند، با آنها كارى نداشته باشيم؛ و اگر كسى متعرّض زنى شود، بدان كار سرزنش شود، و نسلهاى پس از او نيز سرزنش شوند.
١٨٠٥. تاريخ الطبرى در گزارش رُخداد جمل: احنف بن قيس و فرزندان سعد، با شتاب به سوى على ٧ بيرون رفتند، در حالى كه حرقوص بن زهير را منع مىكردند (آنان نبرد با على بن ابى طالب ٧ را روا نمىدانستند).
پس [حرقوص] گفت: اى على! مردم ما در بصره گمان مىكنند كه اگر فردا بر آنان پيروز شوى، مردانشان را مىكُشى وزنانشان را به اسارت مىگيرى!
فرمود: «از مانندِ من واهمه چنين كارهايى نباشد؛ و آيا اين كار سر مىزند، جز از كسى كه [از دين خدا] سرْ باز زده و كافر شده؟! آيا سخن خداوند عز و جل را نشنيدهاى كه: «بر آنان تسلّطى ندارى، مگر كسى كه روى بگردانَد و كفر ورزد»؟».
١٨٠٦. الكامل فى التاريخ: در ميان خوارج، چهل مرد زخمى بود. پس على ٧ فرمان داد تا آنان را وارد كوفه كنند و مداوا كنند تا بهبود يابند.