دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ٨/ ٥ پرهيز كامل از دشمن
١٧٠٠. امام على ٧: از هيچ دشمنى ايمن مباش، گرچه سپاس گويد.
١٧٠١. امام على ٧: بدترينِ دشمنان، آن است كه ژرفنگرتر و پنهانكارىاش نسبت به نيرنگ، زيادتر باشد.
١٧٠٢. امام على ٧ در حكمتهاى منسوب به ايشان: از دشمن پنهانكارْ بيشتر برحذر باش تا دشمنِ به ميدان آمده.
١٧٠٣. امام على ٧: سستترينِ دشمنان از جهت حيله و نيرنگ، آن است كه دشمنىاش را آشكار سازد.
١٧٠٤. امام على ٧: آنكه دشمنىاش را آشكار كند، حيلهاش اندك باشد.
١٧٠٥. امام على ٧: فريب ظاهرسازى دشمن را مخور؛ چرا كه دشمن، چون آب است كه گرچه گرم كردن آن با آتش به درازا كشد، ليك از خاموش كردن آن سرْ باز نزند.[١]
[١]. امام باقر ٧ گويد: هنگامى كه امير مؤمنان بر منطقه نهروان فرود آمد، از جميل بن بصيهرى، منشى انوشيروان، پرس و جو كرد. گفته شد: هنوز زنده است و روزى مىخورد. فرمود تا او را احضار كنند. وقتى حضور يافت،[ على ٧]، حواس او را جز چشمانش سالم يافت، و ذهنش را پاك و ذوقش را كامل يافت.
پرسيد:« اى جميل! آدمى چگونه بايد باشد؟».
گفت: بايد دوستانش كم و دشمنانش بسيار باشد!
فرمود:« نكتهاى شگفت بر زبان راندى، اى جميل! چرا كه مردمان، اتّفاق دارند كه بسيارىِ دوستان، بهتر است».
گفت: چنان نيست كه آنان گمان مىكنند؛ چرا كه دوستان، هنگامى كه براى كارى وا داشته شوند، آن گونه كه بايسته و شايسته است، اقدام نمىكنند، چنان كه در مَثَل معروف هست:« كشتى از فزونى ملوانان غرق شد».
امير مؤمنان فرمود:« اين مطلب را آزمودهام و درست است؛ امّا دشمنِ بسيار، چه سودى دارد؟».
گفت: دشمنان، هرگاه بسيار شوند، آدمى هميشه پرهيز كند و مراقب باشد كه سخنى كه بدان گرفتار آيد، بر زبان نرانَد، يا به لغزشى مبادرت نورزد كه بر آن، توبيخ گردد. پس همواره با اين حالت از خطاها و لغزشها در امان باشد.
امير مؤمنان، اين مطلب را نيكو شمرد( الدعوات: ص ٢٩٧ ح ٦٥، بحار الأنوار: ج ٣٤ ص ٣٤٥).