دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - ٥/ ٦ بازرسى مستقيم بازار
دوسويه بود و «سبيبه» ناميده مىشد. در برابر اهالى بازارها مىايستاد و فرياد مىكرد: «اى بازرگانان! از خداوند عز و جل پروا كنيد!».
آنگاه كه بازاريان، صداى او را مىشنيدند، آنچه در دست داشتند، رها مىكردند و به وى دل مىدادند و با گوش مىشنيدند.
آنگاه مىفرمود: «خيرخواهى پيشه سازيد. از آسانگيرى تبرّك جوييد. به خريداران، نزديك شويد. خود را به بردبارى بياراييد. از سوگند، بپرهيزيد و از دروغ، كناره گيريد. از ستم، دورى گزينيد و داد ستمديدگان، بستانيد. به رباخوارى نزديك نشويد و وزن و ترازو را تمام كنيد. اموال مردم را كم ندهيد و در زمين، به فساد سر بر مَداريد».
در تمام بازارهاى كوفه مىگشت. سپس برمىگشت و براى [رسيدگى به كارهاى] مردم مىنشست.
١٤٦٧. امام حسين ٧: به درستى كه على ٧ در كوفه بر استرِ سياه و سفيد پيامبر ٦ سوار شد و به بازارها، يكى يكى، سر زد. وارد بازارچه گوشتْفروشها شد و با صداى بلند فرمود: «اى گروه قصابان! نخاع را نَبُريد و در گرفتن جان [حيوان]، تعجيل روا مداريد. [بگذاريد] به آرامى روح از بدن، خارج گردد. از دميدن در گوشت به هنگام فروش بپرهيزيد؛ به درستى كه شنيدم پيامبر خدا از اين كار، نهى مىكرد».
آنگاه نزد خرمافروشان آمد و فرمود: «محصول بد را به همان اندازه آشكار سازيد كه خوب را آشكار مىسازيد».
آنگاه، نزد ماهىفروشان آمد و فرمود: «جز ماهىهاى پاكْ مفروشيد، و بپرهيزيد از آنچه مُرده به سطح آب آمده است».