دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٧ - ٤/ ٦ حقمدارى در شناخت مردان
٤/ ٦
حقمدارى در شناخت مردان
١٤٤٠. الأمالى، مفيد به نقل از اصبغ بن نباته: حارث همْدانى با گروهى از شيعيان كه من نيز جزوِ آنان بودم، بر امير مؤمنان، على بن ابى طالب ٧ وارد شد. حارث كه بيمار بود، خميده گام برمىداشت و عصا به زمين مىكوبيد. امير مؤمنان به سويش آمد؛ چرا كه حارث، نزد وى منزلتى داشت، و فرمود: «چگونهاى حارث؟».
گفت: اى اميرمؤمنان! روزگار از من خواستههايش را گرفته و درگيرى يارانت در آستان تو، مرا مىسوزاند و به خشم آورده است.
فرمود: «نزاع آنان، درباره چيست؟».
گفت: درباره تو و سه خليفه پيشين. گروهى افراطى و غلوكنندهاند، گروهى ميانه و دنبالهرواند، و گروهى مردّد و شك كننده كه نمىدانند به پيش بروند يا بازگردند.
فرمود: «كافى است برادرِ همدانى! بدانيدكه بهترين پيروِ من، گروه ميانهاند كه اهل غلو، به آنان برمىگردند و عقب ماندگان، به آنها مىرسند».
حارث به ايشان گفت: پدر و مادرم فدايت، اى كاش زنگار از دلهاى ما برچينى و ما را در كارمان روشن سازى!
فرمود: «كافى است! به درستى كه كارها بر تو مشتبه شده است. دين خدا با مردان شناخته نگردد؛ بلكه با نشانههاى حقيقتْ [به شناخت درآيد]. حق را بشناس تا پيروان حقيقت را بشناسى.
اى حارث! زيباترين سخن، سخنِ حقّ است و فرياد كننده حقّ، مجاهد [در راه خدا] است».