دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - ٣/ ١٤ منع كارگزاران از پذيرش هديه
و دستور بده كه شبها زندانيان را براى هواخورى به حياط زندان بياورند، جز ابن هرمه را، مگر اين كه ترس از تلف شدنش داشته باشى، كه او را نيز شبها همراه با زندانيان به حياط زندان بياور. اگر در او طاقت و توان ديدى، پس از سى روز، ٣٥ تازيانه ديگر، افزون بر ٣٥ تازيانه قبلى، بر او بزن. براى من گزارش كارَت در بازار را بنويس و اينكه چه كسى را پس از آن خائن برگزيدى. حقوق ابن هرمه خائن را هم قطع كن.
١٤١٣. امام على ٧ از سفارشنامهاش به مالك اشتر در مراقبت از كارگزاران: اگر يكى از آنان دست به خيانتى زد و گزارش بازرسان تو بر آن خيانت، همداستان بود، بدين گواه بسنده كن و كيفر او را با تنبيه بدنى بدو برسان و از كارى كه كرده است، بازخواست كن. سپس او را خوار بدار و خيانتكار شمار و طوق بدنامى را بر گردنش بياويز.
٣/ ١٤
منع كارگزاران از پذيرش هديه
١٤١٤. امام على ٧: هر زمامدارى كه از نيازمندىهاى مردم، خود را پنهان سازد، خداوند از او و خواستههايش در رستاخيز، پنهان شود و اگر زمامدار، هديه بپذيرد، خيانتكار باشد و اگر رشوه قبول كند، پس او مشرك است.
١٤١٥. أخبار القضاة به نقل از علىبنربيعه آورده است: به درستى كه على ٧، مردى از قبيله بنى اسد به نام ضبيعة بن زهير را به كار گرفت. وقتى مأموريتش پايان گرفت، با انبانى از اموال، نزد على ٧ آمد و گفت: اى امير مؤمنان! مردمانى برايم هديه مىآوردند و اين، همان هديههاست. اگر براى من حلال است، از آن استفاده كنم و اگر چنين نيست، نزد تو آوردم.
على ٧ فرمود: «اگر آنها را نگه مىداشتى، خيانت بود».
آنگاه اموال را از او گرفت و در بيت المال قرار داد.