دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٣ - ٢/ ٢ عايشه
پس از قتل عثمان، عايشه، اميد به خلافت طلحه و زبير داشت؛ ولى چون به گوشش رسيد كه امام على ٧ به خلافت برگزيده شده است، از نيمه راه مكّه و مدينه، به مكّه بازگشت و عَلَم مظلوميّت عثمان و خونخواهى او را برافراشت. اگرچه موضع او در قتل عثمان براى مردمْ روشن بود و برخى موارد را به او گوشزد هم مىكردند؛ ليكن به احترام پيامبر ٦ و امّ المؤمنين بودنش، به او احترام مىگذاردند و از وى حرفشنوى داشتند.
عايشه زنى سخنران و اديب بود و با خُلقيات اعراب، آشنايى كامل داشت و نقاط ضعف آنان را به خوبى مىدانست، لذا قادر به تحريك آنان بود. طلحه و زبير هم كه مىدانستند تنها راه پيروزى آنان و در دست گرفتن خلافت، اين است كه به وسيله عايشه، مردم را بشورانند، اين فرصت را از دست ندادند.
عايشه به طور آشكار با امام على ٧ دشمنى مىكرد و يادآورى مىكرد كه اختلاف بين او و امام، اختلاف زن با فاميل شوهر است. اگر وجهه عايشه نبود، طلحه و زبير، قادر به جمعآورى نيرو براى جنگ نبودند. او پس از كشته شدن طلحه و زبير، ميداندار جنگ بود.[١]
[١]. ر. ك: ج ٥ ص ٢١٣( تداوم نبرد به رهبرى عايشه).