دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩ - ٧/ ٧ پيشوايان اهل سنت
كه پيامبر ٦ از آن خبر داده بود كه عمّار را گروه سركش خواهند كشت روشن و آشكار شد و نيز روشن گشت كه على ٧ بر حق بود و معاويه، سركش و ستمگر.
٢٠٦٨. فتحُ البارى پس از آوردن حديث عمّار: و در اين حديث، نشانهاى از نشانههاى نبوّت وفضيلتى آشكار براى على ٧ وعمّار وجود دارد وخطّ بطلانى است بر عقيده ناصبيان كه گمان مىكنند على ٧ در جنگهايش بر حقنبود.
٢٠٦٩. ابن حَجر پس از گزارش حديث خوارج: و از فايدههاى اين حديث جز آنچه گذشت، اين است كه افتخارى بزرگ براى على ٧ است و اين كه او پيشوايى بر حق بود، و اين كه او در پيكارش با كسانى كه با او جنگيدند (در جمل و صفّين و غير از اين دو جنگ)، بر حق بود.
٢٠٧٠. ابن حَجر درباره آيه «و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ...»: در اين آيه فرمان به پيكار با گروه سركش وجود دارد و به اثبات رسيده است كه كسانىكه با على ٧ جنگيدند، سركش (باغى) بودند.
٢٠٧١. مجموع فتاوى ابن تيميّة پس از آوردن حديث عمّار، كه او را گروه سركش مىكُشند: و اين هم دلالت بر درستى امامت على ٧ و وجوب اطاعت از وى دارد، و اين كه هر كس به پيروى از او دعوت كند، به بهشتْ دعوت كرده است، و آن كه به جنگ با او فراخوانَد، به آتش فرا خوانده است گرچه تأويل كننده باشد، و همين حديث، دليل است بر آن كه پيكار با على ٧ جايز نبود. بر اين اساس، جنگكننده با او خطاكار و بر باطل است گرچه تأويل كننده باشد، يا سركش (باغى) است اگر تأويل كننده نباشد و اين، درستترين نظريه اصحاب ما و حكم به خطاكار بودن كسانى است كه با على ٧ پيكار كردند و اين، همان نظر پيشوايان فقيه [اهل سنّت] است؛ آنها كه پيكار با سركشان تأويل كننده را بر همين نظريه مبتنى داشتهاند.