دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - فصل دوم خبردادن پيامبر از فتنههاى پس از خود
١٩٩٢. امام صادق ٧ در ضمن گفتارى طولانى به نقل از امّ سلمه: پيامبرخدا فرمود: «اى امّ سلمه! بشنو و گواه باش. اين على بن ابى طالب، سرور مسلمانان و پيشواى پارسايان و رهبر سپيدرويان روز قيامت و جنگكننده با ناكثين، مارقين و قاسطين است».
گفتم: اى پيامبر خدا! ناكثينْ چه كسانىاند؟
فرمود: «آنان كه با او در مدينه بيعت مىكنند و در بصره آن را مىشكنند».
گفتم: قاسطينْ چه كسانىاند؟
فرمود: «معاويه و ياران وى از شاميان».
سپس گفتم: مارقين چه كسانىاند؟
فرمود: «نهروانيان».
١٩٩٣. المناقب، خوارزمى به نقل از عبد اللّه [بن عبّاس]: پيامبر خدا از منزل [همسرش] زينب بنت جَحْش بيرون آمد و به منزل امّ سلمه رفت. آن روز، نوبت امّ سلمه بود. زمانى نگذشت كه على ٧ آمد و در را آهسته كوبيد. پيامبر خدا، در شنيدن صداى در، ترديد داشت و امّ سلمه، شنيدن صداى در را انكار كرد. پيامبر خدا به امّ سلمه فرمود: «برخيز و در را باز كن».
امّ سلمه گفت: اى پيامبر خدا! اين كيست كه به چنين جايگاه بلندى رسيده كه من بايد برايش در باز كنم و خود به پيشوازش بروم با آن كه ديروز در منزلتِ من آيهاى از قرآن نازل شد؟!
پيامبر خدا، به سان خشمگينان به وى فرمود: «پيروى پيامبر، پيروى خداست و آن كه پيامبر را نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است. بر آستان در، مردى سبك مايه و سُبك مغز نيست. او خدا و پيامبرش را دوست مىدارد و خداوند و پيامبر نيز او را دوست مىدارند».