دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٣ - فصل يكم پرهيز دادن پيامبر از نبرد با على
گرفت و بلند كرد و فرمود: «بدانيد كه على از من است و من از اويم. پس هر كه با او دشمنى كند، با من دشمنى كرده است و آن كه با من دشمنى كند، خداوند عز و جل را به خشم آورده است».
آن گاه فرمود: «اى على! جنگ با تو جنگ با من است و آشتى با تو آشتى با من، و تو نشانه [و امام] ميان من و امّت منى».
عطيه مىگويد: بر زيد بن ارقم در خانهاش وارد شدم و حديث محدوج بن زيد را براى او يادآور شدم. [زيد] گفت: گمان نمىكردم جز من، از آنها كه اين سخن را از پيامبر خدا شنيدهاند، كسى باقى مانده باشد. گواهى مىدهم كه پيامبر خدا، اين سخن را براى ما بيان كرد. آن گاه گفت: به راستى مردانى كه اين سخن را از پيامبر خدا شنيده بودند، با على ٧ دشمنى كردند و [از حق] بازگشتند.
١٩٨٤. پيامبر خدا ٦ خطاب به على، فاطمه، حسن و حسين :: من در جنگم با آن كه با شما بجنگد و آشتىام با آن كه با شما آشتى باشد.
١٩٨٥. مسند ابن حنبل به نقل از ابو هريره: پيامبر خدا به على، حسن، حسين و فاطمه : نگاه كرد و فرمود: «من در جنگم با آن كه با شما بجنگد و آشتىام با آن كه با شما آشتى باشد».
١٩٨٦. پيامبر خدا ٦: اى على! در آينده، گروه طغيانگر با تو مىجنگند، در حالى كه تو بر حقّى. پس هر كس تو را در آن روز يارى نكند، از من نيست.