دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٥ - ٨/ ١٣ تبعيد يا زندانى كردن توطئهگران
آورد و گفت: اينان، تو را دوزخى مىانگاشتند! سپس فرار كردند. و اين [مرد] را گرفتم.
فرمود: «آيا بكُشم آنكه را با من پيكار نكرده است؟».
گفت: تو را دشنام داد!
فرمود: «او را دشنام ده يا رها كن».
ر. ك: ج ٦ ص ٤١٩ (شكيبايى امام بر آزارِ خوارج و مدارا با ايشان).
٨/ ١٣
تبعيد يا زندانى كردن توطئهگران
١٧٣٨. شرح نهج البلاغة: گزارش شده كه عمران بن حُصَين، از كنارهگيران از على ٧ بود و على ٧ او را به مدائن تبعيد كرد؛ چرا كه مىگفت: اگر على بميرد، نمىدانم مرگش چگونه است!؟ و اگر كشته شود كه اميد داريم كشته شود، برايش اميدوارم [كه اهل نجات باشد]!
١٧٣٩. الغارات به نقل از سعيد اشعرى: على ٧ هنگام حركت به سوى نهروان، مردى از قبيله نخع را جانشين كرد كه نامش هانى بن هوذه بود. وى به على ٧ نامه نوشت كه [دو گروهِ] غنى و باهله، فتنه كردهاند و دعا كردهاند كه دشمنت پيروز گردد.
على ٧ به او نوشت: «آنان را از كوفه بيرون كن و هيچ يك از آنان را رها مكن».
١٧٤٠. تاريخ الطبرى به نقل از محلّ بن خليفه: مردى از قبيله بنى سدوس كه نامش عَيْزار بن اخنس بود و به باورهاى خوارج اعتقاد داشت، به سمت آنان حركت كرد. در بيرون مدائن، با عدىبن حاتم رو به رو شد كه همراهش اسود بن قيس مرادى و اسود بن يزيد مرادى بودند.
عيزار، وقتى با عدى روبه رو شد، گفت: آيا سالمِ بهرهبَرى يا ستمگرِ گنهكار؟
عدى گفت: سالمِ بهرهبَر.