دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥ - ٧/ ٤ اهتمام به آداب داورى
١٦٤٩. امام على ٧ هنگامى كه به وى خبر رسيد كه شريح در خانهاش داورى مىكند: اى شريح! در مسجد بنشين كه آنْ عادلانهتر است ميان مردم، و به درستى كه براى قاضى سبُك است كه در خانه بنشيند.
١٦٥٠. امام على ٧ از نامهاش به رفاعه، هنگامى كه او را براى داورى اهواز خواست: آرزوها را كنار گذار، و با هوسْ مخالفت كن، و دانش را با سيماى شايسته بيارا. شكيبايى، خوبْ كمككارى است براى دين؛ اگر شكيبايى مردى بود، مردى شايسته بود.
بپرهيز از [اظهار] افسردگى كه آن، از سبُكى و فرومايگى است! در مجلست آن را كه مانند تو نيست، حاضر مكن، و مردان شجاع را برگزين. بر پايه ظاهر، داورى كن و باطن كارها را به عالِم حقيقى (خداوند) وا گذار. اين سخن را كنار گذار كه: «گمان مىكنم!» يا «به نظرم!». در دين، اشكالى نيست.[١] با سفيهان و دينشناسانْ جدال مكن؛ اما دينشناس، چون از بركتش تو را محروم سازد؛ و سفيه، بدىهايش تو را غمگين كند. با اهل كتاب، بجز با روش پسنديده قرآن و حديث، جدال مكن. خود را به خنده عادت مده كه هيبت آدمى را مىريزد و صاحبان دعوا را بر دشمنى جرى سازد. از قبول هديه از صاحبان دعوا بپرهيز و از باطن كارها برحذر باش!
آنكه زنى نادان را امين شمارد و با او مشورت كند و بپذيرد، پشيمان گردد. از اشك مؤمن، برحذر باش؛ چرا كه هر كه او را به گريه آورد، بشكند و درياهاى آتش را از صاحب اشك، خاموش سازد. صاحبان دعوا را تحقير مكن و گدا را [از خود] مران. در مجلس داورى، جز با دينشناسان همنشينى مكن و در فتاوا مشورت منما[٢]؛ چرا كه مشورت در جنگ و مصلحتهاى فورى باشد، و امور دينى با رأى و نظر نيست، بلكه با تبعيت و پيروى است. امور واجب را ضايع مساز، در حالى كه بر نافلهها (امور مستحب) تكيه كرده باشى.
به آنكس كه به تو بدى كرد، نيكى روا دار، و از آنكه به تو ستم كرد، گذشت كن، و براى آنكه تو را يارى رسانْد، دعا كن، و بر آنكس كه تو را محروم كرد، ببخشاى، و در برابر آنكه به تو بخشيد، فروتنى كن. خدا را بر آنچه به تو بخشيد، سپاس گو و او را بر آنچه تو را آزمود، ستايش كن. دانش [و معارف دينى]، سه چيز است: نشانهاى استوار، سنّتى پيروى شده، و فريضهاى معتدل؛ و معيار اين سه، دستورات ماست.
[١]. ظاهرا مراد آن است كه احكام الهى روشن و واضح است و جاى جدل و فلسفهبافى ندارد.( م)
[٢]. ظاهرا بدينمنظور استكه احكامالهى در آن روزگار، روشن بود و جايى براى اجتهادهاى پيچيده و دشوار نبود.( م)