دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١١ - ٦/ ١١ كمك به ستمديدگان
١٦٢٣. امام على ٧: بدانيد سوگند به كسى كه دانه را شكافت و خلايق را آفريد، اگر نبودند اين بيعتكنندگان و حجّت، با وجود ياورْ تمام نمىشد، و اينكه خداوند از دانشمندان پيمان گرفته كه شكمبارگى ستمگر و گرسنگى ستمديده را بر نتابند، افسار آن را بر دوشش مىانداختم و پايانش را به كاسه آغازش سيراب مىكردم و مىديديد كه دنياى شما نزد من، ناچيزتر است از نخامه بزِ ماده.
١٦٢٤. امام على ٧: اى مردم! مرا بر كارتان يارى رسانيد. به خدا سوگند كه داد ستمديده را از آنكه ستمكرده، بستانم و مهار ستمكار را بگيرم و او را به آبشخور حق كشانم، گرچه ناخشنود باشد.
١٦٢٥. امام على ٧: خوار، نزد من گرامى است تا زمانى كه حقّ او را بستانم، و قوى نزد من، ناتوان است تا آنگاه كه حق را از او بستانم.
١٦٢٦. امام على ٧ در سفارشنامهاش به مالك اشتر: آنگاه با انگيزهاى درست در حكمهاى ميان مردم بنگر؛ چرا كه حكم در ستاندن دادِ ستمديده از ستمگر، و گرفتن حقّ ناتوان از توانمند، و برپايى حدود خداوند بر سنّت و روش [درست]، از امورى است كه بندگان خدا و شهرها را به صلاح كشانَد.
١٦٢٧. امام باقر ٧: على ٧ به هنگام گرمى هوا به خانه برگشت كه در اين هنگام، زنى را ايستاده ديد كه مىگفت: همسرم به من ستم كرده و مرا ترسانده و بر من تعدّى روا داشته است و سوگند ياد كرده كه مرا كتك زند.
على ٧ فرمود: «اى بنده خدا! صبر كن تا هوا خُنك شود، آنگاه با تو مىرويم، اگر خدا بخواهد».
زن گفت: خشم و عصبانيتش بر من بسيار خواهد شد.
[على ٧] سپس سرش را پايين انداخت. آنگاه، سر بلند كرد، در حالى كه مىگفت: «نه؛ به خدا سوگند، تا حقّ ستمديده، بدون درماندگى (لُكنت) درگفتار، گرفته شود. خانهات كجاست؟».