دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٣ - ٦/ ٢ پايبندى به حقوق
بزرگترين حقّى كه خداوند سبحان واجب كرد، حقّ زمامدار بر شهروندان است و حقّ شهروندان بر زمامدار. [اين، حقوقِ] واجبى است كه خداى سبحان، براى هريك بر عهده ديگرى نهاد و آن را موجب برقرارى پيوند آنان و ارجمندى دينشان قرار داد. پس حال شهروندان نيكو نگردد، جز آنگاه كه زمامداران، صالح شوند و زمامداران، صالح نگردند، مگر به درستكارى شهروندان.
پس اگر شهروند، حقّ زمامدار را بپردازد و زمامدار، حقّ شهروند را ادا كند، حق در ميان آنان، عزيز گردد و روشهاى دين، استوار شود و نشانههاى عدالت، برجا شود و سنّت چنانكه بايد، به اجرا درآيد و به پايدارى دولت، اميد رود و اميدهاى دشمنان، به نااميدى گرايد.
و هرگاه شهروند بر زمامدار چيره گردد يا زمامدار بر شهروند ستم كند، اختلاف كلمه پديدار آيد و نشانههاى جور، آشكار شود و تبهكارى در دين، فراوان گردد و راهِ گشاده سنّتها رها شود، به هواها عمل شود و احكام، معطّل مانَد و بيمارى جانها بسيار گردد، كسى از حقوقِ بزرگ بر جاى مانده نهراسد و از باطلهاى بزرگِ انجام شده، بيمى حاصل نگردد.
در اين هنگامه، نيكانْ خوار شوند و بدكارانْ بزرگمقدار، و تاوانِ خداوند سبحان بر بندگان، بزرگ گردد.
پس بر شماست يكديگر را در اين كار، اندرز دادن و به نيكى همكارى كردن، و هيچ كسى نتواند [به تنهايى] حقّ طاعت خداوند سبحان را آنگونه كه شايسته اوست، ادا كند، گرچه در به دست آوردن رضايت، حريص باشد و در كار بندگى، كوشش بسيار به عمل آورد.
ليكن از جمله حقهاى خدا بر بندگان، يكديگر را به اندازه توان اندرز دادن است، و همكارى براى برپا داشتن حق در ميان خود، و هيچ كس هرچند منزلت او در حق بيشتر باشد و برترىاش در دين پيشتر، بىنياز نيست كه در حقوقى كه خداوند بر عهدهاش نهاده، يارى شود؛ و هيچ كس گرچه مردم او را خوار شمارند و چشمها او را بىمقدار، كمتر از آن نيست كه كسى را در انجام دادن حق، يارى رساند يا بر انجام دادن حق، يارى شود.
١٥٨١. امام على ٧: خداوند سبحان، حقوق بندگانش را مقدّم بر حقوق خود، قرار داده