دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - ٥/ ١٤ جلوگيرى از دست و دلبازى در اموال عمومى
كه علّت بعضى از آن را دانستم و آن، بر دوش كشيدن توشه براى كسب ثواب بود؛ امّا علّت گشتن دور خانه بر دست و پا و صداى «بع بع» درآوردن را ندانستم!
فرمود: «اى قنبر! من بر اين كودكان، وارد شدم، حال آن كه از شدّت گرسنگى گريه مىكردند. دوست داشتم از نزد آنان بيرون روم، در حالىكه با سيرى مىخندند و راهى [براى خنداندن كودكان] جز آنچه انجام دادم، نيافتم».
٥/ ١٤
جلوگيرى از دست و دلبازى در اموال عمومى
١٥٣٧. امام على ٧: سخاوتمندى زمامداران در اموال عمومى مسلمانان، ستم و عهدشكنى است.
١٥٣٨. امام على ٧ از سخن وى با عبداللّه بن زمعه كه از پيروان او بود و در دوران خلافتش بر وى وارد شد و از او درخواست مالى كرد: اين مال، نه از آنِ من است و نه از آنِ تو؛ بلكه غنيمتِ مسلمانان است كه در سايه شمشيرها به دست آمده است. اگر در جنگ با آنان شريك بودى، تو نيز به اندازه آنها سهم دارى؛ وگرنه، دستاورد آنان، براى غير دهانهايشان نيست.
١٥٣٩. دعائم الإسلام: [على ٧] نشسته بود و مالى را ميان مسلمانان قسمت مىكرد. پيرمردى كهنسال، كنارش ايستاد و گفت: اى اميرمؤمنان! من پيرمردى كهنسالم، چنانكه مىبينى، و بردهاى مُكاتَب[١] هستم. از اين مال به من كمك كن. فرمود: «به خدا سوگند، اين ثروت، دسترنج من نيست. ارث پدرم هم نيست؛ ليك، امانتى است كه براى نگهدارى به من سپرده شده و من به صاحبانش بر مىگردانم؛ امّا بنشين».
پيرمرد نشست و مردم، گرداگرد امير مؤمنان بودند. به آنان نظر افكند و فرمود: «خداى بيامرزد كسى كه پيرمرد كهنسال سنگين بار [بدهكار بابت مكاتب بودن] را يارى رساند!»
[١]. مُكاتَب، بردهاى را گويند كه با مالك خود، قراردادى بسته كه اگر بهاى خويش را بپردازد، آزاد باشد( النهاية: ج ٤ ص ١٤٨).