دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣ - ٥/ ٨ سياست مالياتى
خدا كه يگانه است و بىهمتا. مسلمانى را مترسان و با ناخوشى، بر او عبور مكن و بيش از حقِّ خدا از مال او مَسِتان. چون به قبيلهاى رسى، بر سرِ آب آنان، فرود آى، بىآنكه به خانهشان درآيى. آنگاه، آهسته و آرام، به سويشان حركت كن تا به ميان آنان رسى. پس بر آنان، سلام كن و در درود گفتن بر آنان، كوتاهى مكن.
سپس بگو: اى بندگان خدا! مرا ولىّ خدا و خليفه او نزد شما فرستاد تا حقّى را كه خدا در مالهاتان نهاده، بگيرم. آيا خدا را در مالهاى شما حقّى است تا آن را به ولىّ او بپردازيد؟ اگر كسى گفت: نه؛ متعرّض او مشو، و اگر كسى گفت: آرى؛ با او برو، بىآنكه او را بترسانى، يا بيمش دهى، يا بر او سخت گيرى، يا كار را بر او سخت گردانى. آنچه از زر يا سيم به تو دهد، بگير؛ و اگر او را گاو و گوسفند و شتر است، بىاجازه او ميانآنها داخل مشو؛ چرا كه بيشترِ آنها از آنِ اوست، و وقتى به گلّه رسيدى، چونان چيرهشدگان و آزاردهندگان به ميانشان مرو.
چارپا را از جاى مگريزان و مترسان، و با صاحب آن، بدرفتارى مكن. پس مال را دو بخش كن و او را مخيّر گردان و هر بخش را برگزيد، متعرّض او مشو. آنگاه باقىمانده را دو بخش كن و او را مخيّر گردان، و هرچه را برگزيد، متعرّض او مشو. پس پيوسته چنين كن، تا آنچه ادا كننده حقّ خدا باشد، باقى مانَد. پس حقّ خدا را از او بگير. اگر خواست كه تقسيم را برهم زنى، بپذير. سپس آنها را به هم بياميز و آنچه را كه بارِ نخست انجام دادى، انجام ده تا حقّ خدا را از مالش بستانى، و آن را كه كهنسال است يا پير و فرسوده، و يا شكسته پا و پشت، و يا بيمار و معيوب، مگير، و بر اين اموال، امين مگير، مگر آن را كه به ديندارىاش اطمينان دارى؛ آنكه با مال مسلمانان، مدارا كند تا آنرا به ولىّ مسلمانانبرساند و او آن را ميان آنان، تقسيم كند؛ و بر آنْ مگمار، جز خيرخواهى مهربان و درستكارى نگاهبان را كه نه بر آنان درشتى كند و نه زيانشان رسانَد و نه ماندهشان سازد و نه خستهشان گردانَد. سپس آنچه را نزد تو فراهم آمده، شتابان به سوى ما بفرست، تا چنانكه خدا فرموده، به مصرف رسانيم.