دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١ - ٥/ ٨ سياست مالياتى
گويد كه گفتم: در اين صورت، همانگونه كه رفتهام، بازگردم!
فرمود: «گرچه چنين كنى».
گويد: رفتم و بدانگونه كه فرمان داده بود، در پى جمعآورى ماليات بودم. سوگند به خداوند كه بازگشتم و آنچه نزدم بود، حتى يك درهم را، به وى دادم.
١٤٨٥. امام على ٧ از نامهاش به يكى از كارگزاران كه او را براى مالياتْ فرستاده بود: فرمان مىدهم او را به تقواى الهى در امور پنهانى و كارهاى ناپيدا، آنجا كه گواهى جز خداوند، و نمايندهاى جز او حضور ندارد.
و فرمان مىدهم او را كه در آشكار به كارى از اطاعت خدا نپردازد كه در پنهان، با آن مخالفت مىورزد؛ و هر آنكس كه پنهان و آشكار، و رفتار و گفتارش تفاوت نكند، امانت را ادا كرده و بندگى را خالص گردانيده است.
و فرمان مىدهم او را كه آنان را نرنجاند و دروغگوشان نداند، و به خاطر امير بودن، از ايشان، روى نگرداند؛ چرا كه آنان، برادران دينىاند و در به دست آوردن حقوق مسلمانان، مددكار.
و براى تو در اين زكات، بهرهاى معيّن و حقّى معلوم است، و شريكانى دارى ناتوان و تهىدست. ما حقّ تو را بهتمام، مىپردازيم. پس تو هم حقوق آنان را به تمام، به آنها برسان؛ و گرنه، روز رستاخيز، بيشترين دشمنان را دارى، و بدا به حال آن كه نزد خداوند، دشمنش مستمندان و تهىدستان و نيازمندان و راندهشدگان و بدهكاران و در راهماندگان باشند.
و آن كه امانت را سبُك شمارد و در خيانت، چَرا كند و جان و دين خود را از خيانتْ پاك ننمايد، در دنيا خود را در خوارىِ رسوايى افكنَد و در آخرت، خوارتر و رسواتر باشد؛ و بزرگترين خيانت، خيانت به جامعه [ى مسلمانان] است، و زشتترين دغلكارى، دغلكارى با پيشوايان است. والسلام!
١٤٨٦. امام على ٧ از سفارشىكه براىكارگزاران مالياتها مىنگاشت[١]: برو با پرواى از
[١]. سيد رضى گفته است: در اين جا جملههايى را آورديم تا دانسته شود كه امام على ٧ ستون حق را به پا داشت و نشانههاى عدالت را در كارهاى بزرگ و كوچك و باريك و ستُرگ، به جاى گذاشت.