صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٩١
يعنى : مى خواهد امام عليه السلام از «اعْرِفُوا اللّهَ بِاللّهِ» اين را كه اللّه تعالى آفريده افراد آدمى را و علما را از جمله آدمى و جواهرِ افراد آدمى را و اَعيانِ افراد آدمى را . بيانِ اين ، آن كه اعيان ، ابدان است و جواهر ، ارواح است ؛ و اللّه عزّوجلّ ، نمى مانَد [١] به بدنى و نه به روحى . و نيست كسى را در آفريدنِ روح ـ كه به غايت احساس كننده به غايت دريابنده است ـ كارى به معنىِ آفريدن آن روح به محضِ نفوذ اراده و قولِ «كُنْ» و نه سببى به معنىِ آفريدن آن به آلتى . بيانِ اين آن كه اللّه تعالى ، اوست تنها در آفريدنِ ارواح و اجسام ؛ به اين معنى كه كسى از مَلَك و جنّ ـ مثلاً ـ قادر بر آفريدن آنها نيست . پس چون كسى نفى كرد از اللّه تعالى دو تشبيه را: اوّل تشبيه او به بدن ها. دوم تشبيه او به روح ها، پس به تحقيق ، آن كس شناخته ربوبيّت اللّه تعالى را به وسيله الهامِ اللّه تعالى و چون تشبيه كند او را به روح يا به بدن يا به كسى كه به غايت دانا باشد از افراد آدمى، پس نشناخته ربوبيّت اللّه تعالى را به وسيله الهامِ اللّه تعالى و گرفتارِ دور و تسلسل مى شود و رهايى نمى يابد از زندانِ ابليسِ پر تَلْبيس .
[حديث] دّوم
.أصل : [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ «بِمَا عَرَّفَنِي نَفْسَهُ». قِيلَ: وَكَيْفَ عَرَّفَكَ نَفْسَهُ؟ فَقَالَ [٢] : «لَا يُشْبِهُهُ صُورَةٌ، وَلَا يُحَسُّ بِالْحَوَاسِّ، وَلَا يُقَاسُ بِالنَّاسِ ؛ قَرِيبٌ فِي بُعْدِهِ ، بَعِيدٌ فِي قُرْبِهِ ؛ فَوْقَ كُلِّ شَيْءٍ، وَلَا يُقَالُ: شَيْءٌ فَوْقَهُ ؛ أَمَامَ كُلِّ شَيْءٍ، وَلَا يُقَالُ: لَهُ أَمَامٌ ؛ دَاخِلٌ فِي الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْءٍ دَاخِلٍ فِي شَيْءٍ ، وَخَارِجٌ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْءٍ خَارِجٍ مِنْ شَيْءٍ ؛ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هكَذَا
[١] «نمى مانَد» ، يعنى : شبيه نيست .[٢] كافى مطبوع: «قال».