صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٨
دوم آن كه : برهانى باشد . و بنا بر اين تقرير مى گوييم كه : فاعل غير مدبّر ، محال است كه تمييز دهد وقتى را از وقتى براى حادث به محض امور اعتباريّه ، والّا مى بايد كه عقل تجويز كند كه مغناطيس به طبع خود ، آهنى را كشد و آهنى ديگر را نكشد ، با وجود موافقت آن دو آهن در جميع صفات ، سواى اين كه يكى ملك زيد است و ديگرى ملك عمرو است ، يا مغناطيس به طبع خود آهن را كشد و كاهْرُبا به طبع خود ، كاه را كشد ، به محض همين كه آهن ، ملك زيد است و كاه ، ملك عمرو است ، بى آن كه آهن و كاه ، اختلاف با هم در حقيقت يا در قسم اوّل صفت داشته باشند ؛ و اين ، محال است. يعنى : بعد از آن ، امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: اى برادر مصريان! به درستى كه آنچه ذهن زنادقه به آن رفته كه جزء اخير ، علّت تامّه حوادث است و گمان مى برند كه آن ، زمانه باشد ، غلط است ؛ چه اگر ، مثلاً زمانه ، سبب مردن و برگشتن به دنيا باشد ، چنانچه زنادقه مى گويند ، پس چرا در وقت ميرانيدن ، برگردانيدن به دنيا در عوض آن نمى شود و چرا در وقت برگردانيدن به دنيا ، مردن نمى شود ، با وجود آن كه وقت ها و افرادِ آنچه حركت در آن مى شود ، با هم اختلاف در حقيقت يا در قسم اوّل صفت ندارند . اين جماعت زنادقه در مردن و در زنده شدن ، مغلوب اند به صاحب قدرت و تدبير ، نه به زمانه . بدان كه اين مبحث ، معركه آرا است و آن را ربطِ حادث به قديم مى نامند و مَثَل نزاع اهل اسلام و فلاسفه در اين جا ، مَثَل نزاع شهرى و روستايى است در مجلس قاضى كه روستايى اقرار مى كند و پندارد كه نكرده ؛ چه فلاسفه ، اين دليل اهل اسلام را اشكال مى شمارند و انتظار فرج مى كشند و رئيس روستاييان كه در مشكلات ، از شهرِ «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ الْبَاب» [١] خبر نمى گيرند ، در كتاب شفا گفته در اوّل مقاله نهم الهيّات كه : اگر حركت هاى غير متناهى كه پيش از هر يك از آنها حركتى ديگر باشد در
[١] يونس (١٠) : ٣١ .[٢] جاثيه (٤٥) : ٢٤ .[٣] الكافي ، ج ١ ، ص ١٠٧ ، ح ١ .[٤] برگرفته از فرموده مشهور رسول اكرم صلى الله عليه و آله در حق اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام مى باشد كه فرمود : «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ ، وَعَلِيٌّ بَا بُهَا ، فَمَنْ أَرَادَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا» . الاحتجاج ، ج ١ ، ص ٧٨ ؛ تأويل الآيات ، ص ٢٢٥ ؛ الخرائج والجرائح ، ج ٢ ، ص ٥٦٤ ؛ و ... .