صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠٧
الْحَالُ وَالتَّمِيز وَمَا اجْتَمَعَا» گفته كه: «الْحَقُّ قَوْلُ الْأَعْلَمِ وَابْنِ مَالِكٍ : أَنَّ الرَّحْمنَ لَيْسَ بِصِفَةٍ ، بَلْ عَلَم» . [١] وذكرِ «وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ» براى ابطال مذهب جمعى است كه مى گويند كه: اسماى الهى صفات است ، امّا ذاتى كه غير آنها باشد ندارد ؛ و صاحبان اين مذهب دو طايفه اند : اوّل ، جمعى كه مى گويند كه : عالِم ـ مثلاً ـ به معنى علمِ قائم به نفس است به قيامِ مجازى ، چنانچه مذكور شد در شرح حديث دوّمِ باب دوّم . دوم ، حروفيان كه مى گويند : مؤثّر در جهان ، همين الفاظ است ، چنانچه مذكور مى شود در حديث هفتمِ باب شانزدهم. الإِشْرَاك : چيزى را با اللّه تعالى شريك كردن در عبادت . و مراد اين جا ، چند چيز را عبادت كردن است. يعنى: روايت است از عبد الرحمن بن اَبى نَجران (به فتح نون و سكون جيم و راء بى نقطه) گفت كه: نوشتم سوى امام محمّد تقى عليه السلام ، يا گفتم او را ـ شك از بعض راويان است ـ كه : گرداناد مرا اللّه تعالى قربان تو ، آيا عبادت كنيم اين اسم ها را كه رحمن، رحيم، واحد، احد، صمد باشد ؟ مرادش اين است كه : اسم آيا عينِ مُسَمّا است؟ راوى گفت كه: پس امام عليه السلام گفت در بيانِ اين كه اسم ، عين مسمّا نيست كه : هر كه عبادت كرد اسم را نه مسمّا به اسما را ، پس متعدّد را عبادت كرده به تعدّد اسما و تركِ عبادت معبودِ به حق كرده و منكر معبود به حق شده و عبادت نكرده چيزى را ؛ بلكه عبادت كن آن ذاتى را كه مستحقّ عبادت است ، واحدِ احدِ صمد است ، مسمّا به اين چهار اسم است ، نه اين اسما را ؛ به درستى كه اين اسما ، مشتقّى چند است كه بيان كرده به آنها خود را اللّه تعالى . مراد اين است كه : هيچ كدامِ آن صفات ، نفس او نيست .
[١] القاموس المحيط : ج ٤ ، ص ٢٨٠ (أله) .[٢] مغني اللبيب ، ج ٢ ، ص ٤٦١ .