صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٢٥
شَاهَدَا قَبْلَ ذلِكَ مَنْ يَحْلِفُ بِاللّهِ كَاذِباً «فَدَلّيهُمَا بِغُرُورٍ» فَأَكَلَا مِنْهَا ثِقَةً بِيَمِينِهِ بِاللّهِ [١] . مراد به «هذِهِ الشَّجَرَة» در اين حديث ، در اوّل بر طبق قرآن ، شجره اُولى است و مراد به آن در آخر ، شجره اُخرى است . و ضمير «مِنْهَا» در «وَلَمْ يَنْهَكُمَا عَنِ الْأَكْلِ مِنْهَا» راجع به «غَيْرَهَا» است . و تأنيث ، به اعتبار «شَجَرة» يا به اعتبار مُضافٌ إِلَيْه است . و چون مأمون معتزلى بوده ، چنانچه تفتازانى در شرح مقاصد نقل از او كرده و مذهب معتزله اين است كه : صغيره جايز است بر انبيا پيش از نبوّتِ امام از روى تقيّه . بعد از آن گفته كه: وَكَانَ ذلِكَ مِنْ آدَمَ قَبْلَ النُّبُوَّةِ ، وَلَمْ يَكُنْ ذلِكَ بِذَنْبٍ كَبِيرٍ اسْتَحَقَّ بِهِ دُخُولَ النَّارِ ، وَإِنَّمَا كَانَ مِنَ الصَّغَائِرِ الْمَوْهُوبَةِ الَّتِي تَجُوزُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ قَبْلَ نُزُولِ الْوَحْيِ عَلَيْهِمْ ، تا آخر . [٢] و براى تقيّه نگفته كه : مراد به عصيان ، مخالفتِ نهى تنزيه از روى فراموشى و خطاست ، به قرينه آنچه مذكور شد در بيان آيات قرآن . و به قرينه فاء در «فَغَوى» ؛ زيرا كه از قبيل فاء در «فَتَشْقى» است ، پس مراد به غِوايت ، شِقا است كه بيان شد ، به اعتبار اين كه از آن جمله است سرگردانى ، چنانچه مى آيد در «كِتَابُ الْحَجِّ» در حديث سوّمِ باب اوّل كه : «وَجَعَلَهُ تَائِها حَيْرَانَ» . [٣] و شايد كه اين ، از قبيل استعاره و مبنى بر تشبيه باشد ، به اعتبار اين كه ارتكاب صدّيقانْ مرجوح را ، شبيه به ارتكاب غير ايشان است مُحرَّم را . و از اين قبيل است : «عَفَا اللّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ» [٤] و «لِيَغْفِرَ لَكَ اللّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ» . [٥] و شيخ طبرسى در كتاب احتجاج ، اين كلام امام رضا عليه السلام را حمل بر تقيّه نكرده و گفته كه : مراد به صغيره ، مكروه ـ فِي الْجُمْلَة ـ است . [٦] و اين ، محلّ تأمل است ؛ زيرا
[١] عيون الأخبار ، ج ١ ، ص ١٩٥ ، ح ١ .[٢] ر . ك : تفسير نور الثقلين ، ج ٢ ، ص ١١ .[٣] الكافي ، ج ٤ ، ص ١٨٦ ، ح ٣ .[٤] توبه (٩): ٤٣ .[٥] فتح (٤٨): ٢ .[٦] ر . ك : الاحتجاج ، ج ٢ ، ص ٤٢٦ .