صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٤٢
باب چهاردهم
اصل: بَابُ الْاءِرَادَةِ أَنَّهَا مِنْ صِفَاتِ الْفِعْلِ وَسَائِرِ صِفَاتِ الْفِعْلِ
شرح: اين باب، بيانِ ارادت اللّه تعالى است. بيانِ اين كه آن از صفات فعل است، به معنى اين كه حادث است، نه از صفات ذات و قديم؛ و بيان باقى مانده صفاتِ فعلِ اللّه تعالى به معنى غير اراده از صفات فعلِ ديگر مثل مشيّت و رضا و غضب. در اين باب هفت حديث است و بعد از آن، ضابطه اى است از مصنّف ـ رحمه اللّه تعالى ـ در صفات ذات و صفات فعل و توضيح آن است.
[حديث] اوّل
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ، عَنْ أ «إِنَّ الْمُرِيدَ لَا يَكُونُ إِلَا لِمُرَادٍ مَعَهُ، لَمْ يَزَلِ اللّه ُ عَالِماً قَادِراً، ثُمَّ أَرَادَ».
شرح: لَمْ يَزَلِ اللّهُ مُرِيداً به تقديرِ استفهام است. الْاءِرَادَة: خواهش كسى فعلى را؛ و آن، چهار قسم است: اوّل آنچه متعلّق است به فعل آن كس خودش به كردنِ آن فعل. دوم آنچه متعلّق است به فعل آن كس نه به آن روش كه مذكور شد، مثل كردن سببى از اسباب آن فعل براى وقوع آن فعل و مثلِ ميل كردن چيزى خواه با عزم كردن آن باشد و خواه بى عزم باشد، چنانچه منقول شده در حكايت يوسف عليه السلام . سوم آنچه متعلّق است به فعل ديگرى به عنوانِ طلب.