صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦٣
.اصل: قَالَ أَبُو قُرَّةَ: فَإِنَّهُ يَقُولُ: «إِنَّ بَعْدَ هذِهِ الْايَةِ مَا يَدُلُّ عَلى مَا رَأى؛ حَيْثُ قَالَ: «ماكَذَبَ الفُؤادُ ما رَأى» [١] يَقُولُ: مَا كَذَبَ فُؤَادُ مُحَمَّدٍ مَا رَأَتْ عَيْنَاهُ، ثُمَّ أَخْبَرَ بِمَا رَأى، فَقَالَ : «وَلَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» [٢] فَآيَاتُ اللّه ِ غَيْرُهُ [٣] ، وَقَدْ قَالَ اللّه ُ: «وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً» [٤] فَإِذَا رَأَتْهُ الْأَبْصَارُ ، فَقَدْ أَحَاطَتْ بِهِ الْعِلْمَ، وَوَقَعَتِ الْمَعْرِفَةُ».
شرح: فاء در فَإِنَّهُ براى بيان است به اعتبار جمله كه مقدّر است. تقدير اين است: «قُلْنَا بِهذَا فَإِنَّهُ». النَّزْلَة: فرود آمدنِ وحى. و اين جا مصدر، نايب ظرف زمان است؛ چه مراد، وقتِ يك فرود آمدنِ وحى است. مَا در مَا يَدُلُّ، موصوله است و عبارت است از آيت: «أَفَرَءَيْتُمُ اللَّـتَ وَ الْعُزَّى» . [٥] و مَا در مَا رَأى نيز موصوله است و عبارت از وصايتِ علىّ بن اَبى طالب است، تصريح به آن نشده براى تقيّه. و عايدِ به «مَا»، ضمير منصوب محذوف است. حَيْثُ براى ظرفيّت نيست، بلكه براى تعليل بدل است. و مَا در مَا كَذَبَ نافيه است. الْكَذِب: دروغ؛ و مراد اين جا، اعتقاد باطل است. الْفُؤَاد: دل آدمى و مانند آن از اهل فكر. و مَا در مَا رَأى، مصدريّه است و مصدر، نايب ظرف زمان است. و مَا در مَا كَذَبَ، نافيه است. و مَا در مَا رَأَتْ نيز نافيه است، پس مَا رَأَتْ عَيْنَاهُ، جمله عَلى حِدَه است و تتمّه، مفعول «يَقُولُ» نيست. و فاء در فَآيَاتُ براى بيان است.
[١] نجم (٥٣): ١١.[٢] نجم (٥٣): ١٨.[٣] كافى مطبوع: «غير اللّه » بدل «غيره».[٤] طه (٢٠): ١١٠.[٥] نجم (٥٣): ١٩.