صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣١٩
الْحَيَوان (به فتح حاء و فتح ياء) : جاندار. و مراد اين جا، مَاعَدَاىِ انسان است از حيوانات. صُغَار (به ضمّ صاد بى نقطه و تخفيف غين با نقطه) مفرد است، به معنى كوچك. الْبَعُوض (به فتح باء يك نقطه) جمع بعوضة: پشه ها؛ و عطف وَ مِنَ الْبَعُوض بر مِنَ الْحَيَوانِ الصُّغَار، از قبيل عطفِ خاصّ بر عامّ است. الْجِرْجِس (به كسر جيم و سكون راء بى نقطه و كسر جيم و سين بى نقطه): نوعى از پشه كه كوچك است؛ و عطف آن بر «الْبَعُوض» از قبيل عطفِ خاصّ بر عامّ است. وَمَا هُوَ أَصْغَرُ، عطف است بر «الْبَعُوض». «مِنْ» در مِنْهَا، براى تبعيض است. و ضمير، راجع به «بَعُوض» است. و مُفَضَّلٌ عليه، محذوف است به تقديرِ «أَصْغَرُ حَيَوَانِ» و مى تواند بود كه «مِنْ» صله اَفعلُ التَّفْضيل باشد و «مِنْهَا» به تقديرِ «مِنْ سَايِر» باشد، بنا بر آنچه مذكور است در «كِتَابُ الرَّوْضَة» در عُشر ششمِ رُبع سوم كه: «مَا خَلَقَ اللّهُ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ خَلْقاً أَصْغَرَ مِنَ الْبَعُوضِ، وَالْجِرْجِسُ أَصْغَرُ مِنَ الْبَعُوضِ، وَالَّذِي نُسَمِّيهِ نَحْنُ الْوَلَعَ أَصْغَرُ مِنَ الْجِرْجِسِ، وَ مَا فِي الْفِيلِ شَيْءٌ إِلَا (وَ فِيهِ مِثْلُهُ، وَفُضِّلَ عَلَى الْفِيلِ بِالْجَنَاحَيْنِ» [١] . مَا موصوله است و مجرور است محلّاً و عطف بيانِ مَا هُوَ أَصْغَر است. الاِسْتِبَانَة (به باء يك نقطه و نون): ديدنِ آشكار. الْعُيُون (جمع عين): چشم ها؛ و مراد اين جا، چشم هاى متعارف است در مردمان كه ديدنِ آنها بسيار تند نيست و به روشِ عادت است. بَلْ براى اضراب است از مقدّمه اى كه جزء استدلال است سوى مقدّمه ديگر به جاى آن، تا استدلال، ظاهرتر شود؛ چه اوّل، بيان كوچكى آن نوع است و دوم، بيان كوچكى آلت نر و آلت ماده و كوچكىِ مَا بِهِ التَّفَاوُت در جُثّه پدر و مادر و جُثّه فرزندان است؛ چه اينها باعث اين است كه تميز نتوانند كرد يكديگر را و قابل جماع را از غير قابل؛ و معاش ايشان مُخْتَلّ شود، و مَعَ هذَا تميز مى كنند. [٢] پس جارّ و مجرور در لِصِغَرِهِ، متعلّق به لَا يَكَادُ است. و الذَكَر، مرفوع و نايب فاعل يُسْتَبَانُ است. «مِن» در مِنَ الْاُنْثى براى تميز ميان ضدّين است و همچنين در مِنَ الْقَدِيم. الْحَدَث (به فتح حاء بى
[١] الكافي، ج ٨ ، ص ٢٤٨، ح ٣٤٨.[٢] تميز كردن: تشخيص دادن.