صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٢
.اصل: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام : يُدْخِلَ الدُّنْيَا كُلَّهَا الْبَيْضَةَ ، لَا يَصْغُرُ الدُّنْيَا وَلَا يَكْبُرُ الْبَيْضَةُ» . [١] فَأَكَبَّ هِشَامٌ عَلَيْهِ، وَقَبَّلَ يَدَيْهِ وَرَأْسَهُ وَرِجْلَيْهِ، وَقَالَ: حَسْبِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللّه ِ، وَانْصَرَفَ إِلى مَنْزِلِهِ .
شرح: خَمْس ، دلالت مى كند بر اين كه حواسّ خمسِ باطنه كه فلاسفه بنا بر زعم تجرّد نفس ناطقه دعوى مى كنند و به انضمام آنها حواسّ را ده مى شمرند ، باطل است نزد اهل اسلام ، موافق آنچه در حديث آينده است كه : «لَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ الْخَمْسِ» . يعنى : پس گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه: اى هشام! چند است حواسّ تو؟ گفت كه: پنج. گفت كه: كدامِ آن پنج ، كوچك تر است؟ گفت كه: مردمكِ ديده . گفت كه: چند است مقدار مردمكِ ديده؟ گفت كه: مانند يك مرجمك [٢] يا كمتر از آن . پس گفت او را كه: اى هشام! پس نگاه كن آنچه را كه پيش توست و بالاى توست و خبر ده مرا به آنچه مى بينى . پس هشام بعد از نگاه گفت كه: مى بينم آسمان و زمين و سراها و كوشك ها [٣] و صحراها و كوه ها و نهرها را. پس گفت او را امام عليه السلام كه: به درستى كه آن كس كه تواناست كه داخل كند آنچه را كه مى بينى ، در مقدار يك مرجمك يا كمتر از آن ، تواناست كه داخل كند دنيا را در تخم مرغ بر حالى كه كوچك نشود دنيا و بزرگ نشود تخم مرغ . پس به رو افتاد هشام بر امام عليه السلام [٤] و بوسيد دو دست او را و سرش را و دو پاى او را و
[١] در كافى مطبوع عبارت چنين است : «لا تصغر الدنيا ولا تكبر البيضة» . و قواعد ادبيّات عرب ، همين را اقتضا مى كند .[٢] «مرجمك» : عدس . فرهنگ دهخدا ، ذيل (مرجم) .[٣] «كوشَك» : بناى بلند ، قصر ، بارگاه . فرهنگ دهخدا ، ذيل (كوشك) .[٤] مخفى نيست كه ترجمه عبارت «فَأكبّ هشام عليه» به اين عبارت كه مصنّف رحمه الله آن را بيان كرده است ، خيلى متناسب نيست و عبارت «أكبّ على فلان» در لغت عرب ، چنانكه ابن منظور نيز در لسان العرب ، ج ٦ ، ص ٦٩٥ (كبب) آورده است ، به معناى رو آوردن ، مطالبه نمودن ، اقبال كردن و مانند آن مى باشد .