صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٤٣
اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ * يُولِجُ الَّيْلَ فِى النَّهَارِ وَ يُولِجُ النَّهَارَ فِى الَّيْلِ وَ هُوَ عَلِيم بِذَاتِ الصُّدُورِ» [١] . [ترجمه:] ابتدا مى كنم به اسمِ آن اِله بخشاينده مهربان. اقرار به پاكىِ اللّه تعالى از شريك در صفات ربوبيّت و از هر نقصان تسبيح كرد به زبانِ حال، هر چه در آسمان ها و زمين است حتّى كفرِ كافر؛ چه اگر چه آن، فعلِ اللّه تعالى نيست، امّا مخلوق اوست، به معنى اين كه به قضا و قدر اوست، چنانچه بيان مى شود در بابِ سى ام، كه «بابُ الْجَبْرِ وَالْقَدَرِ وَالْأَمْرِ بَيْنَ الْأَمْرَيْنِ» است. و اللّه تعالى است و بس، بى خوارى و ننگِ اين كه شريك در ربوبيّت او شوند به فضولى و خودرأيى و او انتقام نكشد؛ و بى كجىِ اين كه بازيچه كند در خلق آسمان ها و زمين و به همين دنيا اكتفا كند، يا ظلم كند، به اين روش كه بى ارسالِ رُسُل عذاب كند خودرأيان را در آخرت. و توضيح اين گذشت در شرح «فَلَوْ كَانَتِ الْجَهَالَةُ» تا آخر در خطبه. بيانِ اين آن كه: براى اللّه تعالى است و بس پادشاهىِ آسمان ها و زمين؛ به اين معنى كه حكمِ كسى ديگر در مسئله كه اختلاف در آن و در دليل آن رود و خلايق را احتياج به كسى كه حكم كند در آن شود جايز نيست؛ چه او زنده مى كند و مى ميراند و او بر هر چيز به غايت تواناست. بيانِ اين آن كه: اوست و بس اوّل، به معنى پيش از هر چيز؛ و آخر، به معنى بى فنا و تغيير. و بيانِ اين مى آيد در حديث پنجمِ باب پانزدهم. و اوست و بس آشكار و نهان، به معنى بى چگونگى، كه به آن، گاهى آشكار باشد نزد عقولِ خلايق به ديدن و مانند آن و گاهى نهان. و او به هر چيز به غايت داناست؛ به معنى اين كه جميع جهات آن چيز را مى داند. بيانِ اين آن كه: اوست و بس، آن كس كه آفريد از روى تدبير آسمان ها و زمين را در مدّت موافق شش روزانه شب، بعد از آن راست نشست بر تخت پادشاهى ـ بيانِ مثلِ اين مى آيد در «كتابُ الْحُجَّةِ» در شرح حديث اوّلِ باب هشتادم، كه «بابُ مَا يُفْصَلُ بِهِ بَيْنَ دَعْوَى الْمُحِقِّ وَالْمُبْطِلِ فِي أَمْرِ الْاءِمَامَةِ» است. و معانى عرش مى آيد در باب بيستم
[١] حديد (٥٧): ١ ـ ٦.[٢] إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٢؛ عوالي اللآلي، ج ٤، ص ١٢٠، ح ١٩٤.[٣] تفسير القمّي، ج ٢، ص ٣٥٠.