صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٢٧
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ وَالْقُدْرَةُ عَلَى الْمَقْدُورِ».
شرح: لَمْ يَزَلْ (به فتح زاء) از افعال ناقصه است. اللّهُ مرفوع و اسمِ آن است. رَبَّنَا منصوب و خبر آن است. و ضمير، عبارت است از ذَوِى العُقُول از جمله مخلوقات. و اين، از قبيل اكتفا به عمده است؛ زيرا كه باقى مخلوقات، در اين حكم، داخل است. الرُّبُوبِيَّة: صاحب كلِّ اختيار بودن. وَالْعِلْمُ مرفوع به عطفِ بر «اللّه » است. ذَاته منصوب به عطفِ بر «رَبَّنَا» است و بر اين قياس است نظائرش. واو در وَلَا مَعْلُومَ، حاليّه است. و «لَا» براى نفىِ جنس است و بر اين قياس است نظائرش. حاصل، اين است كه: ربوبيّت از صفات ذات است، موافق آنچه مى آيد در حديث چهارمِ «بابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد» ـ كه باب بيست و دوم است ـ كه: «كَانَ رَبّاً إِذْ لَا مَرْبُوبَ». [١] و چون ربوبيّت، منحل مى شود به چهار ركن كه علم و سمع و بصر و قدرت است، بيانِ عينيّت آنها، بيان عينيّت ربوبيّت است و معنى عينيّت آنها اين است كه: مصداق هر كدامِ آنها نفسِ ذات اوست و هستى غير ذات او فِي نَفْسِهِ در خارج، دخلى ندارد در صحّت حمل آن صفات بر او، خواه آن غيرِ نفس از صفات باشد و خواه غير آنها باشد، پس محال است كه آن صفات، تعلّق به بعضِ ممكنات، دونِ بعضى گيرد. و از اين ظاهر مى شود كه ربوبيّت نيز تعلّق نمى گيرد به بعضِ ممكنات دونِ بعضى. و حدوثِ معلوم و مسموع و مبصر و مقدور، باعث تفاوت در علم و سمع و بصر و قدرت و ربوبيّت نمى شود. بدان كه اينها دليل است بر ثبوتِ مخلوقات در ازل به معنى امتيازِ آنها از يكديگر پيش از حدوث آنها در خارج. و از اين ظاهر مى شود اين كه برهانِ تطبيق و مانند آن ـ كه ابطالِ تسلسل در امور كائنه مى كند ـ ابطالِ تسلسل در آن صفات و متعلّقات آنها و در ساير امور اعتباريّه نمى كند، به اعتبار اين كه كائنات مجموعى دارد البتّه و ثابتات لازم نيست كه مجموعى داشته باشد.
[١] الكافي، ج ١، ص ١٣٨، ح ٤.