صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٧٠
باب بيستم
اصل: بَابُ الْعَرْشِ وَالْكُرْسِيِ
شرح: اين باب، بيانِ عرش و كرسى است. بدان كه آنچه از احاديث اين باب مفهوم مى شود اين است كه: «عرش» در اصل لغت، مصدر باب «نَصَرَ» و «ضَرَبَ»، است به معنى برداشتن شاخ هاى تاك بر سر چوبها، موافق آيت سوره انعام: «وَهُوَ الَّذِى أَنشَأَ جَنَّــتٍ مَّعْرُوشَـتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَـتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ» . [١] و عرش اللّه تعالى مستعمَل مى شود به معنى كتاب الهى كه علامت علم و قدرت اللّه تعالى است، به اعتبار اين كه مرتفع و هويدا است نزد هر مكلّف اين كه در آن تِبْيانِ كُلِّ شَيْء است. و گاهى عرشِ اللّه تعالى مستعمَل مى شود به معنى تختى از نور كه اللّه تعالى آن را آفريده به كمالِ آراستگى و گذاشته بر دوش ملائكه؛ و به آن مى نشينند در آخرت چهار كس از اوّلين: نوح و ابراهيم و موسى و عيسى. و چهار كس از آخرين: محمّد و على و حسن و حسين عليهم السلام . و در حكم ايشان اند نه فرزند حسين كه بعد از او امامان اند و اين هشت كس و نه كس، حاملانِ عرش، به معنى كتاب الهى اند. و موافق معنى آخر است آنچه مى آيد در «كِتَابُ الْجَنَائِز» در حديث اوّل و حديث ششم و حديث هفتمِ باب نود و يكم، كه بابِ بى عنوان است و بعد از «بَابٌ فِي أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ» است و آنچه مى آيد در «كِتَابُ الصَّلَاة» در حديث اوّلِ باب صدم ـ كه «بَابُ النَّوَادِر» است ـ و آنچه مى آيد در «كِتَابُ الْحَجِّ» در حديث چهارمِ باب دويست و سى و چهارم، كه «بَابُ فَضْلِ زِيَارَةِ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا عليه السلام » است.
[١] انعام (٦): ١٤١.