صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥١٤
شرح: معتزله از جمله مخالفان ، به دو تفويض قائل اند . و مراد به تفويض ، به سرِ خود شمردن كسى را در كارى است . اوّل ناشى شده از اعتقاد به اين كه هر لطفِ نافع بر اللّه تعالى ، واجب است ؛ و چهار خصلت كه اوّلاً مذكور است ، براى ابطالِ آن است . دوم ناشى شده از اعتقاد به اين كه قدرت بندگان بر افعال ، قبل از وقت آن افعال است ؛ و خصلت پنجم ، براى ابطالِ آن است . و فلاسفه قائل اند به اين كه معصيت و طاعت بندگان در صحيفه اعمال نوشته نمى شود و روز حسابى نخواهد بود ؛ و خصلت ششم و هفتم ، براى اِبطال آنها است . و مى تواند بود كه خصلت ششم ، براى ابطال خيال اَشاعره باشد ؛ چون قائل اند به نفى وجوبِ چيزى بر اللّه تعالى ، بنابر نفى قاعده تحسين و تقبيح عقليّين . و خصلت هفتم ، براى ابطال خيال فلاسفه باشد در قول به اين كه انواع افعال عباد در دنيا منقضى نمى شود و اشخاص حركات سماويّات ارادى آنها است و منقضى نمى شود ، پس قيامتى نخواهد بود بنابر خيال قِدَمِ عالم . مراد به مشيّت ، تدبير افعال و تروك بندگان است در وقت احداث آب كه اوّلِ حوادث و مادّه جميع مَاعَداىِ خود از حوادث است . و مراد به اراده ، تدبيرى ديگر است مؤكّدِ مشيّت به احداث چيزى در مادّه تا نزديك شود به قبول افعال بندگان و آن ، پيش از تحقّق دواعى فعل و ترك در دل بندگان است . و مراد به قَدَر (به فتح قاف و فتح دال) تدبيرى ديگر است مؤكّد مشيّت و اراده به احداث چيزى ديگر در مادّه تا نزديك تر شود و آن ، در وقت تحقّق دواعى و پيش از وقت فعل است . و مراد به قضا ، تدبيرى ديگر است مؤكّد مشيّت و اراده و قَدَر در وقت تحقّق افعال بندگان . اين چهار صفت ، براى ردّ است بر مجوس در اين كه جميع تدبير فعل شيطان را به شيطان نسبت مى دهند . و بر معتزله در اين كه جميع تدبير فعل خود را به خود نسبت مى دهند ؛ چه چون منكرِ تدبير اللّه تعالى شده اند در مقدور ، ايشان قائل اند به اين كه اللّه تعالى قادر نيست بر مهربانى اى كه باعث اين شود كه عاصى از عصيان به اختيار خود برگردد ، بنابر اين كه مى گويند : هر مهربانىِ نافع بر اللّه تعالى ، واجب است نظر به عدل