صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٨٩
مى شود ، چنانچه منقول است كه : «عَلَيْكُمْ بِدِينِ الْعَجَائِزِ» . [١] الْمَعْرِفة : شناختن چيزى به روشى كه لايق آن باشد. باء در بِاللّه و در بِالرِّسَالة و در بِالْأَمْر براى سببيّت است . الرِّسَالَة (به فتح و كسر راء) ، اسمِ اِرسال ، به معنى فرستادن . و امر به معرفتِ رسول به رسالت ، امر است به اَقصرِ طرقِ معرفتِ رسول ؛ و مبنى بر اين است كه : هر كه ربوبيّت اللّه تعالى را شناخت ، مى شناسد كه او را رضا و سخط هست و ناچار است كه رسولى فرستد ، پس آن كس ، طلب رسول مى كند و زود او را مى شناسد ، به خلاف جمعى كه به غير اين طريق ، نظر در معرفت رسول مى كنند و راه را بر خود دراز مى كنند ؛ موافقِ آنچه مى آيد در «كتابُ الْحُجَّة» در حديث دوّمِ باب اوّل . و امر به معرفتِ اُولى الْأمر ، به امرِ به معروف و عدل و احسان ، امر است به اَقصرِ طرقِ معرفتِ امام زمان ؛ و مبنى بر اين است كه : هر كه ربوبيّت اللّه تعالى را شناخت، مى شناسد كه ناچار است او را بعد از هر رسولى و پيش از تجدّد شريعتى ديگر تا انقراض دنيا ، از نصبِ حجّتى براى امرِ به معروف و عدل و احسان ، پس چون آن حجّت را بيند ، يا از احوالش پرسد ، مى شناسد او را ؛ به خلاف جمعى كه به غير اين طريق ، نظر در معرفتِ اُولى الْأمر مى كنند و راه را بر خود دراز مى كنند ؛ موافقِ آنچه مى آيد در «كتابُ الْحُجَّة» در حديث دوّمِ باب اوّل ، بعد از آنچه سابقاً مذكور شد . يعنى : گفت امير المؤمنين عليه السلام كه : بشناسيد ربوبيّت اللّه تعالى را به وسيله الهامِ اللّه تعالى ربوبيّت خود را در دل شما ، در وقتِ نظر شما در مخلوقى از مخلوقات او ؛ و
[١] اين حديث ، در منابع اهل سنّت نقل شده است و بسيارى از محدّثان عامّه آن را حديثى موضوع و جعلى و يا بدون اصل معرفى نموده اند . ر . ك : المنتظم ، ج ٩ ، ص ١٩ ؛ تاريخ الإسلام ، ذهبى ، ج ٣٣ ، ص ٣٢٦ ؛ سير أعلام النبلاء ، ذهبى ، ج ١٨ ، ص ٤٧١ ؛ كشف الخفاء، عجلونى ، ج ٢ ، ص ٧٠ ، ح ١٧٧٤ ؛ الإحكام ، آمدى ، ج ٤ ، ص ٢٢٤ . امّا در منابع شيعه ، مرحوم شهيد ثانى در حقائق الإيمان ، ص ٦٢ و شيخ بهايى رحمه الله در زبدة الاُصول ، ص ١٦٦ آن را به رسول اكرم صلى الله عليه و آله ؛ و مرحوم مجلسى در بحارالأنوار ، ج ٦٦ ، ص ١٣٥ آن را به سفيان ثورى نسبت داده است .[٢] نساء (٤) : ١٦٥ .