صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٥١
شدن است، پس نقل مى كند خشنودى، آن مخلوق را از كيفيّتى كه پيش از دخولِ آن بود، سوى كيفيّتى ديگر؛ زيرا كه مخلوق، درون دار است، ساخته شده به تدبير ديگرى است، مركّب است از اجزا، چيزها را است در مخلوق دخول. و كسى كه آفريدگار ماست به محضِ نفوذ اراده، نيست دخول چيزها را در او؛ زيرا كه او يگانه است و بى تعدّد اجزا است در او و بى تعدّد كائنِ فِي نَفْسِهِ است در او، پس خشنودى او ثواب اوست و غضب او عذاب اوست، بى چيزى كه داخل شود او را، پس برانگيزاند او را و گرداند او را از كيفيّتى سوى كيفيّتى ديگر؛ چه آن داخل شدن، از جمله حالِ آفريده شدگان است كه عاجزند، محتاج اند. اشارت است به دليل عقلى بر اين كه هر صاحبِ «كَيْف» مخلوق است؛ چه آن كيف، اگر از صفات كمال نيست، مثل غم و غضب، پس صاحب آن عاجز از دفع آن از خود خواهد بود. و اگر از صفات كمال است، مثل علم و قدرت، پس صاحب آن محتاج خواهد بود در كمالِ خود به غير خود كه آن صفت است. و عجز و احتياج، نقص است در واجبِ بِالذّات.
[حديث] هفتم
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ ب «الْمَشِيئَةُ مُحْدَثَةٌ».
شرح: مُحْدَثَةٌ، به ضمّ ميم و سكون حاء و فتح دال و ثاء سه نقطه و تاء تأنيث است. يعنى: روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: مصداقِ مشيّت اللّه تعالى عالم را حادث و مخلوق است. توضيح اين شد در شرح حديث چهارمِ اين باب.
ضابطة
اصل: جُمْلَةُ الْقَوْلِ فِي صِفَاتِ الذَّاتِ وَصِفَاتِ الْفِعْلِ: إِنَّ كُلَّ شَيْئَيْنِ وَصَفْتَ اللّه َ بِهِمَا، وَكَانَا جَمِيعاً فِي الْوُجُودِ، فَذلِكَ صِفَةُ فِعْلٍ.