صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٢٣
إِلَا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ» [١] ؛ زيرا كه معلوم است از سياق قول اوّل اين كه شجره اى كه ابليس دلالت سوى آن كرده ، آدم آن را نديده بوده . و معلوم است از قول دوم اين كه ابليس ، ابهام اين كرده كه نهى شما از قرب شجره اُولى براى اراده اين شده كه از شجره اُخرى تناول كنيد و باعث خلود شما شود ، خواه به صورت فرشته شويد و خواه نه ، پس فِي الْحَقِيقَة شما در تناول از شجره اُخرى ، اطاعتِ امر او مى كنيد. و تتمّه آيت سوره بقره كه: «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ» [٢] مؤيّد اين است ، بنابر اين كه «أَزَلَّهُمَا» به معنى «أَزَالَهُمَا» باشد كه موافق بعضِ قرائت است و «عَنْ» براى مجاوزت باشد و ضمير «عَنْهَا» راجع به «شَجَرَة» در «لَا تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ» باشد كه اقرب است و فاء در فَأَخْرَجَهُمَا براى تعقيب باشد . و از اين ظاهر مى شود كه قول مفسّران مخالفان و تابعان ايشان كه : مراد به «شَجَرَةَ الْخُلْد» و «هذِهِ الشَّجَرَة» يكى است ، و إِلّا «أَنْ تَكُونَا» به تقدير «إِلَا كَرَاهَةَ أَنْ تَكُونَا» يا به تقدير «إِلَا أَنْ لَا تَكُونَا» است ؛ از كمال سفاهت و در كمال شناعت است ؛ كدام عاقل تجويز مى كند اين ركاكت را در نظم قرآن كه معجز است؟ عجب اين كه خيال كرده اند مثل اين ركاكت را بى اضطرار در امثال آيت سوره نحل نيز كه: «وَأَلقْى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ» [٣] و ظاهر است اين كه «أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ» به تقدير «مِنْ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ» است و حذف حرف جرّ از «أَنْ» . و «أَن» قياسى است و ظرف ، متعلّق است به «رَوَاسِي» كه متضمّن معنى موانع است . و بر اين قياس است آيت سوره اعراف: «وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ» ؛ [٤] زيرا كه «أَشْهَدَهُمْ» متضمّن معنى «مَنَعَهُمْ» است . و آيت سوره مائده:
[١] اعراف (٧) : ٢٠ .[٢] بقره (٢) : ٣٦ .[٣] نحل (١٦) : ١٥ .[٤] اعراف (٧) : ١٧٢ .