صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٢١
«عَلِمَ» است. الْحَيْرَة، اين كه دو كار پيش آيد كه يكى را البتّه بايد كرد و معلوم نباشد كه كدام بهتر است. يا به جيم و الف، به صيغه مضارع غايب مجهولِ باب اِفعال است. الإجارة: پناه دادن. يا به جيم و همزه، به صيغه مضارع غايب معلومِ باب «مَنَعَ» است. الجُؤار (به ضمّ جيم): تضرّع. وَلَا يُجَاوِزُهُ، به جيم و زاء با نقطه است. المُجَاوزة: گذشتن چيزى از كسى به عنوانِ غفلتِ آن كس از آن چيز. يا به جيم و راء بى نقطه است. المُجاورة: همسايگى. الْأَحْدَاث (جمع حَدَث، به فتح حاء و فتح دال): بلاهايى كه در زمانه حادث مى شود. السُّؤَال: حسابِ چيزى طلبيدن، و اعتراض كردن. و هر دو اين جا مناسب است. «لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ» از آية الكرسى است در سوره بقره. الْأَخْذ: گرفتن. و مستعمل مى شود در عروضِ صفتى كسى را بى اختيارِ آن كس. السِّنَة: ماندگى كه باعث غفلت از كارى شود، و پينِگى. و مراد اين جا معنى اوّل است، چنانچه مى آيد در «كتابُ العِشْرَة» در حديث دوم و چهارمِ «بابُ الْجُلُوس». و اگر مراد، معنى دوم باشد، تقديم «سِنَةٌ» بر «نَوْمٌ» بنا بر عادتِ عرب، در محاورات ايشان است كه در امثال اين، تقديمِ اقلّ بر اكثر مى كنند، مثل آيت سوره يونس: «وَ لَا أَصْغَرَ مِن ذَ لِكَ وَ لَا أَكْبَرَ إِلَا فِى كِتَـبٍ مُّبِينٍ» [١] و آيت سوره قمر: «وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُّسْتَطَرٌ» [٢] و آيت سوره مجادله: «وَ لَا أَدْنَى مِن ذَ لِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِلَا هُوَ مَعَهُمْ» [٣] . و مى تواند بود كه مراد به أَخْذ، باز گرفتن از قيّوميّت و كارسازى بندگان باشد و مراد به «سِنَةٌ» و «نَوْمٌ»، پينِگى و خواب بندگان باشد. و بر هر تقدير، دفع مى شود اشكال مشهور كه: چرا «نَوْم» را بعد از «سِنَةٌ» ذكر كرده. «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ» تا آخر، در سوره طه است. الثَّرى (به الف منقلبه از ياء): خير و
[١] يونس (١٠): ٦١.[٢] قمر (٥٤): ٥٣ .[٣] مجادله (٥٨): ٧.