صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٠٩
سَمَاوَات عبارت است از مافوقِ اُفُق حقيقى كعبه از جمله اجسام. و اَرَضِين عبارت است از ماتحتِ آن. و توضيحِ اين مى شود در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در شرح حديث هفتمِ باب اوّل. عُلى (به ضمّ عين و تخفيف لام و الف مقصوره) جمع «عُلْيَا» به ضمّ عين و سكون لام و ياء دو نقطه در پايين و الف مقصوره است و آن، مؤنّث «أَعْلى» است.) سُفْلى (به ضمّ سين و سكون فاء و لام و الف مقصوره) مؤنّث «أَسْفَل» است. يعنى: غايب نشده از او پنهان هاى غيب هاى خواهشِ نفس و نه دقايق پردگىِ تاريكى هاى تاريكى ها و نه آنچه در آسمان هاى بلندترها تا زمين هاى پست تر است.
.اصل:«لِكُلِّ شَيْءٍ مِنْهَا حَافِظٌ وَرَقِيبٌ ، وَكُلُّ شَيْءٍ مِنْهَا بِشَيْءٍ مُحِيطٌ، وَالْمُحِيطُ بِمَا أَحَاطَ مِنْهَا الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ، الَّذِي لَا يُغَيِّرُهُ صُرُوفُ الْأَزْمَانِ، وَلَا يَتَكَأَّدُهُ صُنْعُ شَيْءٍ كَانَ،إِنَّمَا قَالَ لِمَا شَاءَ: «كُنْ» فَكَانَ».
شرح: مِنْهَا سه جا، به كسر ميم و سكون نون؛ و ضمير، راجع به مَا موصوله در فقره سابقه است، به اعتبار اين كه عبارت از اجسام است. حَافِظٌ وَ رَقِيبٌ از قبيل عطف صفتى بر صفتى ديگر براى يك موصوف است. و «حَافِظ» به معنى نگاهدارِ چيزى از زوال است، موافق آيت سوره فاطر: «إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضَ أَن تَزُولَا» [١] . «رَقيب» به معنى نگاهبانِ چيزى در زمان بقا و تغيّر احوال است، موافق آيت سوره احزاب: «وَ كَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَىْ ءٍ رَّقِيبًا» . [٢] «شَيْ»ء در بِشَيْءٍ عبارت است از جزء، مثل نصف و رُبع؛ و مراد اين است كه: هر جسمى متجزّئ است، موافق آنچه گذشت در حديث هفتمِ باب شانزدهم در فقره چهارم كه: «لِأَنَّ مَا سِوَى الْوَاحِدِ مُتَجَزِّئ» [٣] و بيان شد.
[١] فاطر (٣٥): ٤١.[٢] احزاب (٣٣): ٥٢ .[٣] الكافي، ج ١، ص ١١٦، ح ٧.