صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠٢
«الف لام» اللّه ، براى عهد خارجى است ، به معنى آن الهى كه خالق اين اشياء و صانع آنها است ، چنانچه بيان شد در شرح حديث ششمِ باب دوم در شرحِ «قَالَ لَهُ السَّائِلُ : فَمَا هُوَ» [١] تا آخر ؛ و لهذا مانند عَلَم شده در استعمالات و مخالفان توهّم كرده اند كه عَلَم است حقيقةً . يعنى : روايت است از هشام بن حكم ، اين كه او پرسيد امام جعفر صادق عليه السلام را از مُشْتَقٌّ مِنْهِ اَسماءِ اللّه تعالى ـ تا ظاهر شود كه چرا هر يك مشتقّ است و هيچ كدام از اسماى اجناس و از اعلام و مانند آنها نيست ـ از جمله سؤال ، اين بود كه: لفظ «اللّه » از چه اصل مشتقّ است؟ هشام گفت كه: پس امام عليه السلام در جواب گفت مرا: اى هشام! لفظ «اللّه » مشتقّ است از «إِله» و آن تقاضا مى كند مألوه را . مراد اين است كه : متعدّى است و هر اسم مشتقّى كه متعدّى باشد ، اتّفاقى است كه محال است كه عينِ معنا باشد ؛ چه آن ، نسبت به غير ، متصوّر ما مى شود براى ذات ، پس عين ذات نيست .
.اصل:«وَالِاسْمُ غَيْرُ الْمُسَمّى، فَمَنْ عَبَدَ الِاسْمَ دُونَ المَعْنى، فَقَدْ كَفَرَ وَلَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً؛ وَمَنْ عَبَدَ الِاسْمَ وَالْمَعْنى، فَقَدْ كَفَرَ وَعَبَدَ اثْنَيْنِ؛ وَمَنْ عَبَدَ الْمَعْنى دُونَ الِاسْمِ، فَذَاكَ التَّوْحِيدُ» .
شرح: چون فارغ شد از بيانِ حق در لفظ «اللّه » شروع كرد در بيانِ حق در جميع اسماى الهى و بيانِ چهار قسم عابدان و اين كه كدام ، اهل حق اند ؛ چه مضمون اين فقرات با مضمون حديث اوّل يكى است . الْمُسَمّى (به صيغه اسم مفعولِ باب تَفْعيل) : فرد حقيقى اسم . تفسير اسم و معنا گذشت در حديث اوّلِ اين باب . فاء در فَمَنْ براى تفريع است . يعنى : و هر اسمى از اسماى الهى غيرِ مسمّا است . مراد اين است كه : مفهوم مشتقّ
[١] القاموس المحيط ، ج ٤ ، ص ٢٨٠ (أله) .[٢] الصحيفه السجّاديّه ، ص ٢١٠ ، ضمن دعاى ٤٧ .[٣] الكافي ، ج ١ ، ص ١٣٨ ، ح ٤ .[٤] الكافي ، ج ١ ، ص ٨٣ ، ح ٦ .