صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٨٢
راست و بس نام هاى خوب تر، پس بخوانيد او را به آنها، نه به نام هاى مذمّت. و نگفته اللّه تعالى در كتاب هاى خود كه: او محمول است، بلكه گفته كه: او حامل است در صحرا و دريا و نگاه دارنده است آسمان ها و زمين را از اين كه زايل شود. و برداشته شده چيزى است كه غيرِ اللّه تعالى است و شنيده نشده از كسى كه ايمان به اللّه تعالى و بزرگى او داشته باشد هرگز، كه گفته باشد در دعاى خود كه: «يَا مَحْمُول» پس تجويزِ آن جايز نيست.
.اصل: قَالَ أَبُو قُرَّةَ: فَإِنَّهُ قَالَ : «الْعَرْشُ لَيْسَ هُوَ اللّه َ، وَالْعَرْشُ اسْمُ عِلْمٍ وَقُدْرَةٍ وَعَرْشٍ فِيهِ كُلُّ شَيْءٍ، ثُمَّ أَضَافَ الْحَمْلَ إِلى غَيْرِهِ خَلْقٍ مِنْ خَلْقِهِ؛ لِأَنَّهُ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِحَمْلِ عَرْشِهِ وَهُمْ حَمَلَةُ عِلْمِهِ، وَخَلْقاً يُسَبِّحُونَ حَوْلَ عَرْشِهِ وَهُمْ يَعْمَلُونَ بِعِلْمِهِ، وَمَلَائِكَةً يَكْتُبُونَ أَعْمَالَ عِبَادِهِ، وَاسْتَعْبَدَ أَهْلَ الْأَرْضِ بِالطَّوَافِ حَوْلَ بَيْتِهِ».
شرح: مرادِ اَبو قرّه اين است كه: از اين دو آيت مفهوم مى شود كه «عرش» تختى باشد كه اللّه تعالى بر بالاى آن باشد؛ پس، از برداشتنِ عرش لازم آيد كه اللّه تعالى نيز برداشته شود. اسْمُ مضاف است و به معنى علامت است. عِلْم (به كسر عين و سكون لام) مجرور است. وَ قُدْرَة (به ضمّ قاف و سكون دال) معطوف بر علم است. و مراد به «اسْمُ عِلْمٍ وَ قُدْرَةٍ» كتاب الهى مثل قرآن است كه تِبْيانِ كُلِّ شَيءٍ است با وجودِ كمىِ الفاظ آن. پس علامت كمالِ علم و كمال قدرتِ اللّه تعالى است، موافق آيت سوره حديد: «مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِى الْأَرْضِ وَ لَا فِى أَنفُسِكُمْ إِلَا فِى كِتَـبٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآ إِنَّ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» [١] .
[١] حديد (٥٧): ٢٢.