صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٨٥
است و مراد اين است كه: اگر حاملان عرش علم نمى بودند، استعباد ملائكه كاتبان اعمال كه بر دوش راست و چپ عباد مى باشند به نوبت در هر شب و در هر روز واقع نمى بود؛ زيرا كه قبيح مى بود. و اين اشارت است به آيت سوره زمر: «وَ تَرَى الْمَلَئِكَةَ حَآفِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» ؛ [١] زيرا كه حضور ايشان در روز قيامت براى اداى شهادت است. واو در وَاسْتَعْبَدَ حاليّه است به تقدير «قَدْ» و اين براى توضيح و تقويتِ مدّعا است به ذكر نظير؛ زيرا كه باء در بِالطَّوَافِ براى آلت و سبب است و اشارت است به آيت سوره مائده: «جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَـمًا لِّلنَّاسِ» [٢] و مراد اين است كه: اگر طواف كعبه واقع نشود، استعباد اهل ارض برطرف مى شود، موافق آنچه مى آيد در «كِتَابُ الْحَجِّ» در احاديث «بَابُ أَنَّهُ لَوْ تَرَكَ النَّاسُ الْحَجَّ لَجَاءَهُمُ الْعَذَابُ» كه باب سى و چهارم است. و وسيله بودن طواف كعبه براى استعبادِ اهل ارض، به اعتبار اين است كه اصل فرضِ حجّ براى رسيدنِ مردمان به خدمت حاملانِ عرشِ علم و سؤال ايشان از مسائل است، چنانچه مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در احاديث باب نود و پنجم، كه «بَابُ أَنَّ الْوَاجِبَ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ مَا يَقْضُونَ مَنَاسِكَهُمْ أَنْ يَأْتُوا الْاءِمَامَ، فَيَسْأَلُونَهُ عَنْ مَعَالِمِ دِينِهِمْ، وَيُعْلِمُونَهُمْ وَلَايَتَهُمْ وَمَوَدَّتَهُمْ لَهُ» است، پس اگر حمل عرش علم نمى بود، فرض حجّ و طواف نمى بود. يعنى: گفت اَبو قرّه: اين كه اللّه تعالى را محمول نمى توان گفت، باطل است؛ چه به درستى كه اللّه تعالى گفته در سوره حاقّه كه: و برمى دارند عرشِ صاحبِ كلّ اختيارِ تو را بالاى ديگران در روز قيامت هشت كس. و گفته در سوره مؤمن كه: جمعى كه برمى دارند عرش الهى را. پس گفت امام رضا عليه السلام كه: عرش و اَللّه تعالى يكى نيست؛ به معنى اين كه برداشتنِ عرش، لازم ندارد برداشتنِ اللّه تعالى را. و عرش به معنى علامتِ عِلم و قدرت اللّه
[١] زمر (٣٩): ٧٥.[٢] مائده (٥): ٩٧.