صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٥٥
بسيار ، مثل اين كه ابن بابويه گفته در «بَابُ الْقَضَاءِ وَالْقَدَرِ» از كتاب توحيد خود : عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ : إِنَّ الْقَدَرِيَّةَ مَجُوسُ هذِهِ الْاُمَّةِ ، وَهُمُ الَّذِينَ أَرَادُوا أَنْ يَصِفُوا اللّهَ بِعَدْلِهِ ، فَأَخْرَجُوهُ مِنْ سُلْطَانِهِ ، وَفِيهِمْ نَزَلَتْ هذِهِ الْايَة : «يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ * إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» [١] . [٢] روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: به درستى كه قدريّه ، گبران امّت محمّد صلى الله عليه و آله اند و قدريّه ، جمعى اند كه به دعوى استقلال بندگان در قدرت بر افعال خود خواسته اند كه رعايت جانب عدالت اللّه تعالى كنند ، پس بيرون كرده اند اللّه تعالى را از سلطنت پادشاهى او . و در شأن قدريّه نازل شده قول اللّه تعالى در سوره قمر: آن روز كه كشيده مى شوند در آتش جهنّم بر روهاى ايشان بر حالى كه گفته مى شود كه : بچشيد دريافتنِ آتش جهنّم را ؛ به درستى كه ما هر چيزى را تدبير كرده ايم به قدر به معنى به تدبير موافق حكمت . كشيدن بر رو ، خوارى است كه موافق جزاى تكبّرِ انكار پادشاهىِ پادشاه است. يعنى: آن سخن كه قول به جبر است ، سخن برادران مفوّضه است كه آن مفوّضه بت پرستان اند و نزاع كنندگانِ رحمان اند و لشكر شيطان اند و قدريّه اين امّت اند و گبران اين امّت اند .
.اصل:«إِنَّ اللّه َ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالى ـ كَلَّفَ تَخْيِيراً، وَنَهى تَحْذِيراً، وَأَعْطى عَلَى الْقَلِيلِ كَثِيراً، وَلَمْ يُعْصَ مَغْلُوباً، وَلَمْ يُطَعْ مُكْرِهاً، وَلَمْ يُمَلِّكْ مُفَوِّضاً، وَلَمْ يَخْلُقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً، وَلَمْ يَبْعَثِ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ عَبَثاً «ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ» [٣] » .
شرح: التَّخْيِير : دلالت بر خير . التَّحْذِير : اجتناب فرمودن از شرّ . لَمْ يُعْصَ به صيغه مجهول است . و لَمْ يُطَعْ نيز به صيغه مجهول است .
[١] قمر (٥٤) : ٤٨ و ٤٩ .[٢] التوحيد ، ص ٣٨٢ ، ح ٢٩ .[٣] ص (٣٨) : ٢٧ .