صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠٨
باب ششم
اصل : بابُ الْكَوْن وَالْمَكان
شرح: كَوْن اين جا ، مصدر «كَانَ» تامّه است ، مثلِ «كَانَ اللّهُ وَلَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَيْءٌ» . [١] مَكَان (به فتح ميم زائده) اين جا عبارت است از قدر مشتركِ ميان دو چيز ؛ اوّل ، امتدادى كه كَوْن اللّه تعالى در آن است و آن را به اعتبارى «اَزَل» مى نامند و به اعتبارى ديگر «اَبَد» مى نامند ، چنانچه بيان مى شود در شرح حديث اوّلِ اين باب . دوم : جا ؛ و نفى آن از اللّه تعالى مى آيد در حديث ششم و هشتمِ اين باب . يعنى : اين باب ، بيانِ بودن اللّه تعالى است و بيان آنچه بودنِ او در آن است . در اين باب ، نه حديث است .
[حديث] اوّل
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ «مَتى لَمْ يَكُنْ حَتّى أُخْبِرَكَ مَتى كَانَ؟ سُبْحَانَ مَنْ لَمْ يَزَلْ وَلَا يَزَالُ فَرْداً صَمَداً، لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَلَا وَلَداً».
شرح: نَافِعُ بْنُ أَزْرَق (به فتح همزه و سكون زاء با نقطه و فتح راء بى نقطه) پيشواى جمعى از خوارج بوده و مى گفته كه : خوارجِ نهروان ، به ظلم كشته شدند ـ چنانچه مذكور است در «كتابُ الرَّوْضَة» در عشرِ ششمِ رُبع چهارم ـ و ايشان را اَزارقه مى نامند . مَتى : سؤال از وقت چيزى است و وقت مخصوص حوادث است . و وجه اين ،
[١] ر.ك: بحار الأنوار، ج ٥٤، ص ٢٨٣؛ وج ٧٨، ص ١٥٥.