صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٦٩
آن پوشيده شدن، مدلولِ قول اللّه تعالى است در سوره بنى إسرائيل كه: بگو اى محمّد! كه خوانيد اللّه را، يا خوانيد الرحمان را، هر كدام را كه خوانيد، پس او راست اسماى بهتر از ضدّ خود. مراد اين است كه: اين اَسما، غير اوست و حادث است، پس خواندنِ آنها راه درست نيست؛ راه درست آن است كه او را خوانيد به آن دو نام و باقى نام ها.
[حديث] دوم
.اصل: [أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ ، عَنِ الْحُسَيْنِ هَلْ كَانَ اللّه ُ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ عَارِفاً بِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ؟ قَالَ: «نَعَمْ». قُلْتُ: يَرَاهَا وَيَسْمَعُهَا؟ قَالَ: «مَا كَانَ مُحْتَاجاً إِلى ذلِكَ؛ لِأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ يَسْأَلُهَا، وَلَا يَطْلُبُ مِنْهَا، هُوَ نَفْسُهُ، وَنَفْسُهُ هُوَ، قُدْرَتُهُ نَافِذَةٌ، فَلَيْسَ يَحْتَاجُ [١] أَنْ يُسَمِّيَ نَفْسَهُ، وَ لكِنَّهُ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَسْمَاءً لِغَيْرِهِ يَدْعُوهُ بِهَا؛ لِأَنَّهُ إِذَا لَمْ يُدْعَ بِاسْمِهِ، لَمْ يُعْرَفْ، فَأَوَّلُ مَا اخْتَارَ لِنَفْسِهِ: الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ؛ لِأَنَّهُ أَعْلَى الْأَشْيَاءِ كُلِّهَا، فَمَعْنَاهُ: اللّه ُ، وَاسْمُهُ: الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ، هُوَ أَوَّلُ أَسْمَائِهِ عَلَا عَلى كُلِّ شَيْءٍ».
شرح: مقصودِ سائل اين جا، استعلامِ اين است كه: آيا اسمى از اسماى او، عَلَم شخصى او هست يا نه؟ تا اگر باشد، سؤال از آن كند كه: كدام است؟ و معلوم شود كه آن اسمِ قديم است به اعتبار مفهوم، كه مَوْضُوعٌ لَه است. امّا چون دانسته بوده كه وضع لفظ براى معنى فايده ندارد، اگر مقصود واضع، تفهيمِ كسى معنىِ آن را باشد به مخاطبى، مگر آن كه مخاطبى معنى آن را تواند فهميد فِي الْجُمله؛ و اين فايده، در وضع عَلَمِ شخصى براى اللّه تعالى متصوّر نيست، توهّمِ اين كرده كه شايد كه فايده ديگر در وضع عَلَم شخصى باشد غير آنچه مذكور شد؛ و
[١] كافى مطبوع: + «إلى».