صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤
امام رضا عليه السلام گفت كه: اى مرگ ناگهان تو! به درستى كه آنچه تو به آن راه رفتى كه اگر كردگارِ به تدبير باشد ، چگونگى و كجايى ، خواهد داشت ، غلط است ؛ او كجايى داده هر صاحبِ كجايى را ، و چگونگى داده هر صاحب چگونگى را ، بى آن كه خودش چگونگى داشته باشد . مخفى نماند كه ذكر «بِلَا أَيْن» در اينجا نكرد ، براى اشارت به اين كه «أَيْن» ، «كَيْف» را لازم دارد . پس نفىِ «كَيْف» مستلزم نفىِ «أَيْن» است ، يا به اين كه نفىِ «أَيْن» پُر اشكالى ندارد . پس شناخته نمى شود به بيان چگونگى و نه به بيان كجايى ، والّا او نيز مخلوق خواهد بود ؛ چه صاحبِ چگونگى ، عاجز و محتاج در كمال خود به عوارض است . و ناقص ، خالقِ عالَم به محض نفوذ اراده نمى تواند بود ، چنانچه مفصّلاً بيان مى شود در حديث ششمِ باب چهاردهم و توضيح آن ، بيشتر مى شود در حديث ششمِ باب بيست و سوم كه «بابُ النوادر» است ، در شرح : «وَلَوْ كَانَ يَصِلُ إِلَى اللّه ِ الْأَسَفُ وَ الضَّجَرُ» تا آخر . [١] و مخلوقيّت صاحبِ كجايى ، ظاهر است . و دريافته نمى شود به چشم و مانند آن تا دغدغه «كَيْف» يا «أَيْن» شود و قياس كرده نمى شود به چيزى ، مثل علماى ديگر تا دغدغه «كَيْف» شود ، به خيال وجوب امتياز ميان معلومات به صُوَر ذهنيه تفصيليّه در او .
.اصل: فَقَالَ الرَّجُلُ: فَإِذاً إِنَّهُ لَا شَيْ «وَيْلَكَ، لَمَّا عَجَزَتْ حَوَاسُّكَ عَنْ إِدْرَاكِهِ، أَنْكَرْتَ رُبُوبِيَّتَهُ ؟! وَنَحْنُ إِذَا عَجَزَتْ حَوَاسُّنَا عَنْ إِدْرَاكِهِ ، أَيْقَنَّا أَنَّهُ رَبُّنَا بِخِلَافِ شَيْءٍ مِنَ الْأَشْيَاءِ» .
شرح: إِذاً (با تنوين) ظرف زمان است و با الفِ بى تنوين به معنى ناگاه است ؛ و هر دو اين جا مناسب است . إِنَّهُ به كسر همزه و تشديد نون است و ضمير ، راجع به كردگارِ به تدبير است .
[١] الكافي ، ج ١ ، ص ٨٣ ، ح ٦ .[٢] الكافي ، ج ١ ، ص ١٤٤ ، ح ٦ .