صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١١٧
. كَانَ أَوَّلاً بِلَا كَيْفٍ، وَيَكُونُ آخِراً بِلَا أَيْنٍ».
شرح: حَيَاةٍ حَادِثَةٍ ، از قبيلِ وضعِ لازم در موضعِ مَلزوم است و مراد اين است كه: حيات كائنه في نَفْسِها، در خارج نداشته؛ زيرا كه اگر داشته مى بود، حيات او حادث مى بود؛ چه هيچ عارض، واجبِ بِالذّات نمى تواند بود. و هر ممكنِ بالذّات، حادث است؛ زيرا كه به تأثير فاعل است و تعلّقِ تأثير به ازلى معقول نيست، چنانچه بيان مى شود در حديث ششمِ باب بيست و دوم، در شرحِ «وشَهَادَتِهِمَا جَمِيعاً بِالتَّثْنِيَةِ الْمُمْتَنِعِ مِنْهُ الْأَزَلُ» [١] . كَوْنٍ ، با تنوين است. الْمَوْصُوف : بيان كرده شده؛ و مراد اين جا، مقدّر به مقدارى معيّن از زمان است. و نفىِ كَوْنِ موصوف، به اعتبار اين است كه غير متناهى، مجموع نمى دارد، اذهان قاصر است از شناخت آن. كَيْفٍ ، با تنوين است و عبارت است از كيفيّت، كه بيان آن و تقسيم آن به دو قسم شد در شرح حديث ششمِ باب دوم. الْمَحْدُود : احاطه كرده شده. و اين احتراز است از قسم اوّل از دو قسم كيفيّت. أَيْن (به فتح و كسر همزه) دو جا، به معنى حين است و آن با تنوين است. الْمَوْقُوف (به قاف و فاء): محبوس. عَلَيْهِ، نايب فاعلِ «مَوْقُوف» است و ضمير مجرور، راجع به «أَيْن» است. و مراد اين است كه: اللّه تعالى در غير آن نيست، پس «مَوْقُوفٍ عَلَيْهِ» صفت كاشفه است. مَكَانٍ با تنوين است و تفسير مكان گذشت در شرح عنوانِ اين باب؛ و آن، اعمّ از موضع است. جَاوَرَ (به جيم و راء بى نقطه، به صيغه ماضىِ معلومِ باب «مُفَاعلة» نعتِ «مَكَانٍ» است. الْمُجاورة: همسايگى. شَيْئاً (به فتح شين با نقطه و سكون ياء دو نقطه در پايين و همزه) عبارت است از قدر مشترك ميانِ مكانى ديگر و آنچه در آن مكان ديگر است. و ذكرِ «جَاوَرَ شَيْئاً» براى
[١] الكافي، ج ١، ص ١٤٠، ذيل ح ٦.[٢] الكافي، ج ١، ص ٩٤، ح ٩.