صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١١٩
نيست، بيانِ آن كرد و گفت كه: احداث كرد آنچه را كه خواست به محضِ خواستن، نه به سخن و حركتِ عضو. و احاطه كرده نمى شود، يا منع كرده نمى شود از آنچه خواهد بعد از خلق عالم نيز و مبعّض نمى شود ذات يا در خواهش، كه بعضى از آن به فعل آيد و بعضى به فعل نيايد چون پادشاهان اهل دنيا. و پير نمى شود به طول بقا، پس قياس نمى توان كرد پادشاهى او را بر پادشاهى اهل دنيا، كه بى رعيّت و مملكت، پادشاه نيستند، به واسطه آن كه وجود رعيّت و مملكت به محضِ خواستِ ايشان نمى شود و بعضى از آروزهاى ايشان به فعل نمى آيد و پير مى شوند. و چون پير نشدن به طول بقا، محل تعجّب است، بيانِ آن كرد و گفت كه: بود متفرّد به قدم بى چگونگى و مى باشد باقى بعد از فناى دنيا بى وقتى كه ظرفِ متغيّرى باشد.
.اصل:«وَ «كُلُّ شَىْ ءٍ هَالِكٌ إِلَا وَجْهَهُ» [١] ، «لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللّه ُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» » [٢] .
شرح: چون فارغ شد از بيان ربوبيّت او، شروع كرد در مضمون دو آيت؛ يكى از سوره قصص و در آن، بيانِ مقتضاى ربوبيّت اوست و ديگرى از سوره اعراف و در آن، بيانِ دليل ربوبيّت و عموم ربوبيّت اوست. الْهَالِك: به كار نيامدنى. الْوَجْه: راهى كه قرار دهند تا مردمان به آن راه روند. لام در لَهُ براى ملكيّت است و تقديم ظرف، براى حصر است و اين حصر، منافات ندارد با آيت: «فَتَبَارَكَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينُ» [٣] نظير: «قُلِ اللَّهُمَّ مَــلِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَن تَشَآءُ» [٤] . الْأَمْر: حكم پادشاه در محلّ اختلاف. التَّبَارُك: بسيار كامل شدن و بسيار نفع
[١] قصص (٢٨): ٨٨ .[٢] اعراف (٧): ٥٤ .[٣] مؤمنون (٢٣): ١٤.[٤] آل عمران (٣): ٢٦.